مُرواتون همه سال !اين جمله ای است که در مراسم سوگواری بزرگان دين و اعیاد در ميان مردم بوشهر رواج دارد .
بوشهري ها بهتر ميدانند شايد اين تنها جمله ای باشد که هم برای جشن و  نیز برای سوگ به کار ميرود !

متاسفانه در زمینه واژه ها و فرهنگ عامه عاشورا در بوشهر کار زیادی نشده است ای کاش زمانی بود و دانشی تا میتوانستم از " اشکون دمام "  " واحد سینه " " شده " " شمر بازی " چهار محل " گُر سینه " و ... مطلبی بنویسم .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

گروه‌هاي هنري بوشهري براي معرفي و زنده نگه‌داشتن آيين‌هاي مشترك والگوهاي نمادين از ‪ ۱۳‬تا ‪ ۱۵‬بهمن ماه جاري آيين محلي عزاداري حسيني و عاشورايي را در فرهنگسراي اقوام تهران برگزار مي‌كنند.
مديرفرهنگي هنري منطقه ‪ ۱۷‬سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران روز شنبه درجمع خبرنگاران گفت:مديريت اين منطقه‌آيين‌هاي عزاداري چاووش خواني، تعزيه ، پرده‌خواني،مناقب و شروه‌خواني را با حضور گروه‌هاي برجسته بوشهري در قالب ويژه‌برنامه "ايران‌شهر و عاشورا" در سينما تئاتر بهاران برگزار مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

به گفته‌ي امين اموال اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري بوشهر، تنها موزه‌ي باستان‌شناسي بوشهر به‌دليل اين‌كه ساختمان آن در اختيار اين اداره نبود، در سال 1378 تعطيل شد.
رشيد گل‌افشان در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: در بوشهر فقط دو موزه وجود دارند؛ يك موزه‌ي مردم‌شناسي در شهر بوشهر و يك موزه‌ي ديگر در دلوار كه به نام مردم‌شناسي ثبت شده، ولي در واقع، موزه‌ي جنگ و مقاومت جنوب است و اسلحه‌ها و آثار مربوط به آن دوره، در آنجا نگهداري مي‌شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

مدير عامل شركت آب منطقه‌اي استان بوشهر و معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اعلام كردند كه سد كل غرون (‪(Kalle Ghorun‬ مربوط به دوره هخامنشيان دراين استان در صورت رسيدگي نشدن، رو به نابودي مي رود.
مدير عامل شركت آب منطقه‌اي استان بوشهر گفت:اين سد روي رودخانه شاهپور در شمال شرقي شهرستان دشتستان واقع شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

در بوشهر  عزاداران دور يكديگر حلقه مي زنند و مراسم سينه زني را در مساجد و حسينيه ها برگزار مي كنند.
مساجد و حسينيه ها ي بوشهر، در دهه محرم عزاداران زيادي را در خود جاي مي دهند.
سينه زني بوشهري به اين صورت است كه نوحه خوان در وسط مي ايستد و بين 5 تا 20 حلقه انساني دور او تشكيل مي شود. سينه زن ها به صورت دايره اي مي چرخند و حركت پاي آنان با نواي نوحه خوان هماهنگي دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

رييس بنياد ايران شناسي شعبه بوشهر گفت:عمارت" ميرزا محمد جواد بانك " باقدمت ‪۱۵۰‬سال براي استقرار موقت شعبه سازمان اسنادوكتابخانه‌ملي در بوشهر انتخاب شد.

شخصي در اين بنياد اشاره كرد و گفت: اسناد شخصي زياد ديگري در استان بوشهر درمنازل نگهداري مي‌شود كه به دليل رطوبت، كم توجهي و روشهاي نادرست نگهداري در حال از بين رفتن هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت توسط علی امیری |

 شركت نفتي پارس جنوبي  ايجاد پايگاه تحقيقاتي در آب‌هاي خليج فارس، نجات كشتي ساساني مغروقه بر اساس توافقات انجام شده نياز به هماهنگي با شركت پارس جنوبي دارد. 

بر اساس توافقنامه ميان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با پارس جنوبي مبني بر ايجاد پايگاه تحقيقاتي در آب‌هاي خليج فارس، نجات كشتي ساساني مغروقه اكنون نياز به هماهنگي با پارس جنوبي دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

دفتر باستان‌شناسي زير آب در حالي تلاش خود را براي تهيه فيلم جديدي از محل كشتي غرق شده ساساني در خليج فارس آغاز كرده است كه شركت درياكاو به عنوان نخستين كاشف اين كشتي برخلاف گذشته تمايلي به همكاري با سازمان ندارد. اين موضوع تهيه فيلم را با مشكل مواجه كرده است.
تهيه فيلم از كشتي ساساني گام بعدي سازمان ميراث فرهنگي است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

فرماندار كنگان بدون استعلام از اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري بوشهر به اداره گاز منطقه اجازه داده كه در سيراف لوله كشي كند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

پنجمين فصل كاوش در محوطه باستاني كاخ كوروش هخامنشي كه در منطقه چرخاب دشتستان بوشهر واقع است، آغاز شد.
سرپرست تيم پژوهشي‌باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع‌دستي و گردشگري استان بوشهر گفت: در كاوشهاي قبل قسمت‌هايي ازاين محوطه شامل تعدادي ستون ومعماري كاخ بررسي شد و دراين مرحله تلاش مي‌شود،همه‌محوطه بررسي و شناسايي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

جزيره باستاني خارك : هياتي متشكل از باستان شناسان استان بوشهر، طي يك ماه گذشته با بررسي و شناسايي جزيره خارك، تلاش كردند پرده از روي برخي ابهامات اين جزيره بزرگ و نفتي بردارند.
شايد امروز جزيره خارك محل زندگي افرادي شده كه در كمپاني‌هاي نفتي كار مي‌كنند، اما روزگاري اين جزيره زيبا يكي از جنوبي‌ترين سكونت‌گاه‌هاي ساسانيان بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت توسط علی امیری |


اين موزه مشهور براي نمايش نمادهاي فرهنگي برجسته خود در امارات، حدود يك ميليارد دلار دريافت خواهد كرد.در فرانسه، اين مذاكرات باعث ايجاد سؤالات زيادي در رسانه‌ها شد، از جمله روزنامه «ليبراسيون» اين پروژه را جنجال‌آميزترين معامله تاريخ سياست‌هاي فرهنگي فرانسه ناميد.

با افشاي قرارداد يك ميليارد دلاري ابوظبي و موزه لوور پاريس، راز تحريف خليج فارس در اين موزه، فاش شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

یک پیام یک سخن یک نظر و دگر هیچ !!!

... و یا یک آگهی ترحیم به بهانه تحریم !

او نامش را ننوشته بود ولی نگاشته بود این مطلب را بخوانید من هم با آنکه متاثر شده بودم ولی تیتر کردن آن را لازم دانستم  او در پست قبلی بوشهری اینگونه نوشته بود : من در كانادا زندگي مي‌كنم و كانال‌هاي تلويزيوني مشتركي با آمريكا داريم. به خاطر كريسمس، بعضي از شبكه‌هاي آمريكايي، برنامه‌هاي جديدي را به نمايش گذاشته‌اند.
سربازهاي آمريكايي مستقر در خليج فارس، براي خانواده و دوستان، پيام تبريك مي‌فرستند. اين برنامه قبل از هر تبليغ بازرگاني پخش مي‌شود؛ يعني هر ده دقيقه يك پيام. همه آنان در آخر حرف‌هايشان وقتي خداحافظي، اسم و محل خدمتشان را مي‌گويند. منتها به جاي «خليج فارس»، مي‌گويند «خليج عربي» تصور كنيد هر ده دقيقه يك نفر مي‌گويد «خليج عربي».
من نمي‌دانم چه كار كنم. تنها كاري كه به نظرم رسيد، اين بود كه به شما بگويم. شايد بتوانيد به مردم بگوييد چه خطري ما را تهديد مي‌كند.

هیچ نتوانستم بگویم جز ...  یک آگهی ترحیم به بهانه تحریم !

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

     مطالعات اوليه موزه بزرگ خليج فارس به‌پايان رسيده است. در اين طرح سه مكان جزيره عباسك، پارك ليان و يكي از مناطق حاشيه شهر براي راه‌اندازي موزه، درنظر گرفته شده است. 
فاز صفر و مطالعات اوليه موزه بزرگ خليج فارس به‌اتمام رسيده تا يكي از سه مكان پيشنهادي براي ساخت آن درنظر گرفته شود.
سميه آقازماني، كارشناس دفتر فني اداره كل موزه‌ها در مورد راه‌اندازي موزه بزرگ خليج فارس به‌ميراث‌خبر گفت:«در مناقصه‌اي كه براي ساخت موزه انجام داديم، قرار شد شركت آبميس‌پارس فاز صفر و مكان‌يابي موزه را انجام دهد. براي اجراي اين طرح نيز 40 ميليون تومان هزينه شد.»

سميه آقازماني، كارشناس دفتر فني اداره كل موزه‌ها در مورد راه‌اندازي موزه بزرگ خليج فارس به‌ميراث‌خبر گفت:«در مناقصه‌اي كه براي ساخت موزه انجام داديم، قرار شد شركت آبميس‌پارس فاز صفر و مكان‌يابي موزه را انجام دهد. براي اجراي اين طرح نيز 40 ميليون تومان هزينه شد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

پیرامون پست قبلی که  با عنوان 106 استودان ساساني در خارك كشف شد  در وبلاگ منتشر شد . ایکاریوس مطلبی را تحت عنوان صبح به خیر آقای میراث فرهنگی در وبلاگ خود منتشر کرده است با تشکر از مدیر وبلاگ ایکاریوس جهت تبادل اطلاعات فرهنگی توجه شما را به خواندن این مطلب جلب مینمایم . لازم به ذکر است که مطلب : 106 استودان ساساني در خارك كشف شد  از وبگاه اینترنتی خبرگزاری میراث فرهنگی  دریافت و در وبلاگ بوشهری منتشر شده بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت توسط علی امیری |

استودان‌هاي ساسانيكشف 106 استودان ساساني در دل صخره‌اي در خارك از جمله دست‌آورد‌هاي هيات باستان‌شناسان بوشهر است كه از يك ماه گذشته بررسي و شناسايي اين جزيره باستاني را آغاز كردند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت توسط علی امیری |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت توسط علی امیری |

 
بندر باستاني سيرافبندر سيراف روزگاري مهمترين بندر ايران در دوره ساساني تا دوره سلجوقي بوده است و اكنون كه به يك محوطه ‌باستاني بدل شده در وضعيت نابساماني به سر مي‌برد. 
 ساماندهي و حفاظت محوطه باستاني سيراف كه اكنون در وضعيت مساعدي به سر نمي‌برد در اولويت‌هاي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور قرار گرفت.
«جليل گلشن»، مدير دفتر محوطه‌هاي باستاني كشور دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «تا كنون جلسه هاي زيادي براي ساماندهي محوطه‌ باستاني سيراف برگزار شده است كه نتايج آن‌ها هنوز مشخص نيست.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت توسط علی امیری |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت توسط علی امیری |

رییس موزه هنرهای ملی ایران _ محمد رضا کارگر مدير موزه ملي ايران در گفتگو با ميراث خبر تحريف نام خليج فارس در كاتالوگ موزه لوور را ناشي از نفوذ اقتصادي اعراب بر اين موزه دانست و بر اصرار ايران براي تصحيح اين تحريف تاكيد كرد.
محمد رضا كارگر مدير موزه ملي ايران
تحريف نام خليج فارس در كاتالوگ موزه لوور مربوط به چند ماه گذشته نيست و از سال‌هاي دهه نود تحت نفوذ اقتصادي كشورهاي عرب به وجود آمده است. موزه ملي ايران در تمام مذاكراتش با مسئولان اين موزه اين مسئله را تذكر داده است.»
 به اعتقاد محمد رضا كارگر  مدير موزه ملي ايران اين مسئله نمي‌تواند تنها از طريق مذاكره ميان سازمان ميراث فرهنگي و موزه ملي ايران با موزه لوور حل شود:«متاسفانه بخش عمده‌اي از نقشه‌هاي فرانسوي كه در دهه نود منتشر شدند اين مشكل را دارند و اين تحريف بايد  با توجه به اسناد سازمان ملل و ذكر نام خليج فارس در آن‌ها پيگيري حقوقي شود. آن وقت فكر مي‌كنم دست رئيس موزه لوور نيز در اصلاح بازتر مي‌شود. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت توسط علی امیری |

طلاهاي كشف شده از كاخ بردك سياه
 چهار قطعه طلا به شكل ورقه‌هاي ضخيم چين خورده سال گذشته در كاخ بردك سياه كشف شد كه تا كنون هنوز رمزگشايي نشده‌اند.
 راز چيستي چهار قطعه طلاي 24 عيار چين‌خورده هخامنشي به وزن 3 كيلو و150 گرم كه از آخرين روزهاي كاوش‌هاي باستان‌شناسي كاخ بردك سياه در برازجان بوشهر كشف شد، هنوز بر باستان‌شناسان برملا نشده است. علت اين امر فرستاده نشدن طلاها از بوشهر به تهران و باز نشدن آن‌ها بوده است.
 
 «احسان يغمايي»، سرپرست كاوش‌هاي باستان‌شناسي كاخ بردك سياه دراين‌باره به ميراث خبر گفت:« 4 قطعه طلاي هخامنشي در حالي‌كه چين‌خورده بودند در كنار يكي از پايه ستون‌هاي تالار مركزي كاخ هخامنشي بردك سياه كشف شدند. در همان زمان اين طلاها به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تحويل داده شد اما قرار بود تا مطالعات آزمايشگاهي براي باز كردن چين طلاها در موزه ملي انجام شود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت توسط علی امیری |


بر اساس مطالعات و مدارك موجود، جزيره خارك 14 هزار سال پيش از آب‌هاي خليج فارس بيرون آمد و 5500 سال پيش هم انسان آن را براي سكونت انتخاب كرد.
 بررسي و شناسايي جزيره خارك به همت باستان‌شناسان استان بوشهر، آغاز مي‌شود. بر اساس نوشته‌هاي موجود، اين جزيره 14 هزار سال پيش روي آب آمده و از 5500 سال پيش هم انسان سكونت خود را در آن آغاز كرده است.
«حميد زارعي»، سرپرست تيم بررسي و شناسايي جزيره خارك و باستان‌شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «بررسي جزيره خارك به منظور شناسايي و مستندنگاري آثار و محوطه‌هاي تاريخي و باستاني موجود درآن انجام مي‌شود.»
وي افزود: «80 درصد نفت ايران از جزيره خارك تهيه مي‌شود و به همين علت بيشترين تعداد كمپاني‌هاي نفتي ايراني نيز در اين جزيره واقع شده‌اند.»
به گفته زارعي ساخت‌ وسازهايي كه پيش‌از انقلاب در اين جزيره توسط كمپاني‌ها انجام گرفته باعث تخريب بخشي از محوطه‌هاي باستاني اين منطقه شده و عمليات بررسي و شناسايي كنوني به منظور جلوگيري از تكرار اين واقعه در خارك است.
در حال حاضر به علت اهميت نفتي منطقه خارك روز به روز بر تعداد كمپاني‌هاي نفتي در اين منطقه اضافه مي‌شود و خطر آن مي‌رود كه ناخواسته محوطه‌اي باستاني در اين جزيره طعمه ساخت و سازهاي نفتي شود.
بر اساس مطالعات و مدارك موجود جزيره خارك 14 هزار سال پيش از آب‌هاي خليج فارس بيرون آمد و 5500 سال پيش انسان آن را براي سكونت انتخاب كرد.
به اعتقاد باستان‌شناسان احتمال دارد دراين بررسي و شناسايي بقاياي سكونت انسان‌هاي پيش‌از تاريخ نيز شناسايي شود.
جزيره خارك حدود 6 در 4 كيلومتر وسعت دارد و از جمله جزيره‌هاي آب‌شيرين دنيا محسوب مي‌شود.
آثار دوره‌هاي مختلف از هخامنشي تا اسلامي در اين جزيره ديده مي‌شود كه قبور "تدمرها" از جمله آثار مهم آن است .
تدمر ها براي تجارت از اين جزيره عبور مي‌كردند و عموما در دوره اشكاني مي‌زيستند. اين اقوام در شمال سوريه زندگي مي‌كردند و وسعت تجارتشان تا آسياي شرقي نيز بوده است.
حسن ظهوري
خبرگزاری میراث فرهنگی

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت توسط علی امیری |

باستان شناسان ايراني در صددند كشتي غرق شده در عمق آب هاي خليج فارس و محموله آن را بيرون آورند.اين در حالي است كه كاوش در عمق 70 متري نيازمند تجهيزات و امكاناتي است كه ايران از آن بدون بهره است. فیلم کشتی را از اینجا مشاهده کنید .
 
تلاش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي خارج كردن كشتي غرق شده اشكاني _ ساساني از عمق 70 متري آب‌هاي خليج فارس آغاز شده و اين در حالي است كه  به علت نبود امكانات كافي، بيرون آوردن اين اثر باستاني و محموله آن، به دامي مرگ‌بار براي باستان‌شناسان زير آب بدل ‌شده است.
 
آب‌هاي خليج فارس همواره توسط كشتي‌هاي اكتشافي و لرزه‌نگاري شركت‌هاي نفتي مورد پيگردي قرار مي‌گيرد.
 
 تا دو ماه پيش هيچ‌كس از اثري باستاني با قدمت بيش‌از 2 هزار سال در اعماق ‌آب‌هاي خليج فارس و در نزديكي بندر باستاني سيراف خبر نداشت تا اين‌كه گروه دريايي شركت "درياكاو" طي يك بررسي و شناسايي متوجه كشتي عظيمي شد كه با محموله‌اش در عمق 70 متري دريا مدفون شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت توسط علی امیری |


بوشهرها پيش از اين در روز پانزدهم ماه رمضان آجيل مخصوصي درست مي كردند و به همراه شكلات به كودكاني كه به در منزل آنها مي آمدند، مي دادند. آنها معتقد بودند به اين ترتيب گره كار آنها برطرف مي شود. 

 
خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ_"دم دم سحري"، "گره گشو" وآبي بنوش" از مراسمي بوده اند كه بوشهري ها ماه رمضان را با آن سپري مي كرده اند.
"مرضيه منصوري زاده"، كارشناس مردم شناسي اداره ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با بيان اين مطلب گفت:« بوشهرها پيش از اين در روز پانزدهم ماه رمضان آجيل مخصوصي درست مي كردند و به همراه شكلات به كودكاني كه به در منزل آنها مي آمدند، مي دادند. آنها معتقد بودند به اين ترتيب گره كار آنها برطرف مي شد.»
وي ادامه داد:« كودكان در اين روز كيسه اي به گردن خود مي انداختند وبه منازل مخلف مي رفتند و شعر مي خواندند. اگر صاحبخانه اي به آنهاچيزي مي داد، مي خواندند: خانه گنجي، پره همه چي واگر به آنها چيزي نمي داد، مي خواندند: خانه گدا، هيچي داد.»
منصوري زاده به آيينهاي ديگر اين ماه اشاره كرد و افزود:« آبي بنوش يكي ديگر از مراسمي بوده كه به دليل گرم بودن هوا در ميان مردم رواج داشته است. چند دقيقه پيش از اذان صبح موذن شعري با عنوان آبي بنوش سر مي داده و كساني كه نمي خواسته اند، سحري بخورند، برخواسته و فقط آبي مي نوشيدند.»
اين مردم شناس عنوان كرد:« دم دم سحري مربوط به دوره اي است كه شيوه هاي نوين تعيين زمان چندان مورد استفاده نبود. افرادي پيش از زمان سحر طبل به دست گرفته و به در منازل مردم مي رفتند، شعر خوانده و به اصلاح دم مي گرفته و مردم را از خواب بيدار مي كردند. اهالي محل نيز در روز عيد فطر مبالغي جمع كرده وبه آنها مي دادند.»

 طاهره رحيمي
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت توسط علی امیری |

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گروه هنر ـ مدير موزه مردم‌شناسي بوشهر معتقد است، بازديد كنندگان اين موزه كم هستند و براي افزايش اين تعداد، بايد موزه را بيشتر به مردم معرفي كرد.
موزه مردم‌شناسي اين شهر، در خرداد سال گذشته با بازسازي يكي از بناهاي دوران قاجاري، افتتاح شد. 
رشيد گل افشان با وجود يك سال از آغاز به‌كار اين موزه، بازديدكنندگان آن را كم ارزيابي كرد:«تعداد كسانيكه براي ديدن موزه مي‌آيند، در مقايسه با موزه‌هاي ديگر به‌خصوص رئيس علي دلواري  زياد نيستند . شايد يكي از دلايل آن، معرفي‌نشدن موزه مردم شناسي به مردم باشد.»
او سپس يكي از راه‌هاي معرفي موزه به مردم را تعامل با مدرسه‌ها عنوان كرد:«يكي از برنامه‌هاي ما، دعوت از مدارس و مهدكودك‌ها براي بازديد موزه است. البته اين نكته را بايد درنظر گرفت كه در فصل پاييز و زمستان به‌دليل خنك‌شدن هوا و حضور دانشجويان، ميزان مراجعه افراد بيشتر است.»
گل افشان در مورد بخش‌هاي مختلف موزه گفت:«موزه مردم‌شناسي از 10 بخش تشكيل شده است. در اولين غرفه، به نمايش عكس‌هاي استان پرداخته‌ايم و دو غرفه بعدي، به وسائل و ادوات آبكشي آب و آشپزي مانند طرز تهيه نان‌ها و انواع غذاها اختصاص يافته است. در غرفه‌هاي ديگر، نحوه مراسم عروسي و مشاغلي مانند آهنگري، ساخت وسايل سنتي، اشيا مربوط به آداب و رسوم مردم از دوره قاجار تا پهلوي اول، ادوات موسيقي و اتاق نشيمن تابستانه و زمستانه در معرض ديد عموم گذاشته شده است.»   سحرآزاد CHN.IR

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت توسط علی امیری |

در طول ساليان دراز در ايام ماه مبارك رمضان سنتهاي خاصي دراستان بوشهر و بويژه بندر بوشهر اجرا مي‌شده‌است كه هنوز مردم به اجراي بسياري از آنها در اين ايام پربركت پايبند مانده‌اند.

"دم دم سحري" (‪ (dom dom sahari‬يكي از سنتهاي بسيار ديرينه‌اي است كه درايام مبارك رمضان باهدف بيدار كردن مردم براي خوردن سحري در محلات نواحي مركزي و حاشيه‌اي بندر بوشهر اجرا مي‌شود.

دم دم سحري از تركيب دو كلمه دم دم و سحري ساخته شده كه دم دم يك آهنگ صوتي است و از ضرب آهنگ كوبش چوب بر روي "دمام" براي بيدار كردن مردم در وقت سحر، تشكيل شده‌است.

طبق اين سنت در ماه روزه گرفتن، حداقل دو نفر از افراد در حالي كه به دست يكي چراغ فانوس و در دست ديگري "دمام" است به در منازل رفته و با زدن ضربه‌هاي آهنگيني بر دمام با ريتم سه ضربي و همراه با خواندن بعضي اشعار دعاگونه افراد را از خواب بيدار مي‌كنند.

بيت "خداوندا تو ستاري همه خوابند تو بيداري" يكي از معروف‌ترين اشعاري است كه در اين سنت خوانده مي‌شود.

آيين"آبي بنوش" يكي ازسنتهايي است كه در شهرهاي شمالي استان بوشهر اجرا مي‌شود و در آن ‪ ۱۰‬دقيقه قبل از اذان صبح با پخش نواي "آبي بنوشم لعنت حق بر يزيد كن جان را فداي تربت پاك شهيد كن" از بلندگوي مساجد محله‌ها، مردم براي نوشيدن آب قبل از اذان بيدار مي‌شوند.

در شب ‪ ۱۵‬رمضان همزمان با ولادت كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) آيين "گلي گشو، گره گشو" يا "گره‌گشاي" در اين مناطق اجرا مي‌شود.

در اين آيين كودكان، كمي پس از افطار كيسه‌اي كوچك به گردن مي‌اندازند و با تكرار مداوم آهنگ "گلي گوشو سرت بوشو" به در منازل مي‌روند.

اغلب خانواده‌ها دو روز پيش از برگزاري اين‌آيين،مقداري گندم خيس مي‌كنند و در روز چهاردهم گندمها را تفت داده تا در موقع آمدن گروه گلي گشو به آنها بدهند.

كودكان از در هر خانه‌اي كه با دست پر برمي‌گردند آواز "خونه گچي پرهمچي" سر مي‌دهند و اگر چيزي به آنها داده نشود با خنده‌اي گله‌آميز و كودكانه آواي "خونه گدا هيچيش ندا" يا "خونه گدا خيرش ندا" را سرمي‌دهند.

اجراي تعزيه، راه اندازي دسته‌هاي سينه زني و سنج دمام در ايام شهادت حضرت علي (ع) يكي ديگر از سنتهايي است كه با شكوه هرچه تمام تر در بندر بوشهر بويژه محله‌هاي مركز شهر برگزار مي‌شود.

حضور پرشور و پررنگ مردم بوشهر در بزرگداشت ليالي قدر و تلاش براي هرچه بيشتر بهره بردن از اين شبهاي عزيز ديدني است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت توسط علی امیری |

 ۸۰ميليون تومان براي فاز اول موزه خليج‌فارس بوشهر در سال 85درنظر گرفته شده است.

مينا درعلي، مدير روابط عمومي سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري بوشهر ضمن بيان اين مطلب، عمليات احداث موزه را در مرحله مطالعات اوليه عنوان كرد. او اعتبار اختصاص داده شده به فاز صفر  را 38 ميليون تومان دانست كه يكي از اقدامات انجام شده در اين مرحله، انتخاب مكان موزه خليج‌فارس است:«سه منطقه پارك ليان، پارك شغاب و يكي از عمارت‌هاي بزرگ و تاريخي استان براي احداث موزه انتخاب شد.  در بررسي كه توسط كارشناسان موزه انجام گرفت، پارك ليان به‌دليل نزديكي به منطقه نظامي عمارت تاريخي با توجه به هزينه بالاي مرمت، مورد قبول واقع نشدند. اما پارك شغاب كه در حاشيه دريا قرار دارد و همجوار گورستاني باستاني است كه آثار سفالي زيادي از آن كشف شده، براي تاسيس موزه خليج فارس مورد موافقت قرار گرفت.»

او سپس در مورد بخش‌هاي اين موزه توضيح داد:«به‌دليل آنكه اين موزه در مرحله طرح مطالعاتي قرار دارد، اشيا و بخش‌‌هاي مختلف آن، در حال بررسي است اما سعي مي‌كنيم  كه نمونه‌هايي از آداب و رسوم، اسناد و اشيا كشف شده را به‌منظور نمايش،گردآوري كنيم. ضمن آنكه در تلاش هستيم تا يكي از فرش‌هايي كه داراي نمادهايي از خليج فارس است و احتمالا در موزه فرش تهران نگهداري مي‌شود به اين موزه منتقل كنيم.»

درعلي همچنين پيش‌بيني كرد عمليات اجرايي موزه از سال آينده آغاز شود.

منبع : میراث خبر

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت توسط علی امیری |

غريبانه بايد جستجو كرد باغهاي دلتنگي را و صدا كرد در نجواي سكوت مرگبار روياها حديث شهرنياكانم را نميدان از كجا آمده ايد و به ياداشتهاي يك بوشهري رسيده ايد از شهر من اگر ميخواهيد بدانيد بايد بگويم !

.... در اين شهر مردم مجبورند براي خريد مسكني براي خود به اندازه پايتخت پول پرداخت كنند ! چرا كه 80 درصد املاك بوشهر صرف مقاصد نظامي ميشود !

 ... در بندر بوشهر بايد اجناس خارجي را گرانتر از ساير مناطق كشور تهيه كنيد .

.... استان بوشهر سومين توليد كننده گاز در جهان است ولي بنا به سياستهاي دولت خود از نعمت گاز بي بهره است ؟

... معماري كهن اين شهر كه به عنوان سبكي از معماري هندي ايراني شناخته شده است فقط از آن ويرانه هايي باقي مانده !

و استان بوشهر محروم نيست ولي دولتمردان آن را در محروميت نگاه داشته اند !

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت توسط علی امیری |

نوروز نامه

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

   

جشنى به وسعت يك فلات


خوشا شيراز و وصف گبه اش


گردهمايي بزرگ زرتشتيان


گردهمايي زرتشتيان در چك چك يزد


چالشتر پذيراي بيشترين گردشگران نوروزي چهار محال و بختياري بوده است


تخم مرغ بازي لرهاي ممسني در نوروز


نوروز در بوشهر


نوروز، نماد اسطوره ايراني


گزارش تصويری نوروز در تاجيکستان


خروس، نماد حيوانی حاکم بر سال ۱۳۸۴


نوروز و هنر


سيزده بدرنحس نيست


هفت « سين » مقدس در هفت سين ايرانى


مردم دنيا سال نو را چگونه جشن مى گيرند


نوروز سياوشان و تخت جمشيد


خاطره سه هزار ساله نوروز ـ نوروز به وقت تخت جمشيد


آداب گراميداشت جشن نوروز از آريايي ها تا امروز


خوان نوروزي و هفت سين ايرانيان


عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيين ها و اساطير ايراني


آغاز سال نو در دوره هخامنشي


  نوروز جشن بازگشت به زندگي


جلوه هاي همدلي در فرهنگ سنتي ايران


فرهنگ ايراني در آينه ماه هاي زرتشتي


سهم ناچيز ايران از اقتصاد نوروز


  نوروز جشن بازگشت به زندگي


  رازهاي تقديس عدد هفت


  هويت ايراني در عصر اسلامي


  آداب گراميداشت جشن نوروز از آريايي ها تا امروز


  آيا (۱+ ۱۲) بدر نحس است ؟


چرا هفت سين


نوروز در بين کردهای ايزدی يا يزيدی ها


نوروز و نوسال در گيلان


ميلاد آشو زرتشت پيامبر راستي و درستي


نوروز در ايل قشقايي، همرنگي با طبيعت


نوروز در آذربايجان شوروي، يادگار آشو زرتشت


نوروز؛ ميعادگاه اقوام هميشه شاد ايراني


عيدتان مبارک


گوگل هم نوروز را جشن گرفت


سيد احمد محيط طباطبايي حرمت اربعين با فرخندگي نوروز در تضاد نيست


حاجی فيروز نماد کدام اسطوره است ؟


حاجی فيروز آتش افروز


آيين های نمايشی و بازيهای نوروزی و چهارشنبه سوری


تاریخ جشن نوروز در صد سال اخیر در تاجیکستان


  پيدايی نوروز


نوروز جشن هميشه پايدار


ماهی های قرمز از کجا می آیند


ماهی سرخ نوروز، از اسطوره ها تا جوی آب


  چاووش خوانان در آستارا از آمدن عيد خبر مي‌دهند


  نوروز عيد باستاني ايران و جلوه‌هاي آن در جمهوري آذربايجان


رسوم ديد و بازديد در ايام نوروز


  زن و نوروز


نماد سال 1385: سگ به حکومت خروس پايان می دهد


  قشقايي ها عيد را با حلوا آغاز مي کنند


علي‌ بلوكباشي  آيين‌هاي نوروزي، نمادهاي ترك كهنگي و سياهي‌اند


محمود روح الاميني استاد مردم شناس چهارشنبه، نحس است از خانه بيرون نياييد


واژه جشن ريشه ديني دارد


پيرهاي تركمن نوروز را به خاطر نمي آورند


  همايش علمي نوروز شناسي در قزاقستان


جشنی برای تولد زرتشت


  افسانه هاى نوروزى


  عيد در آيينه اسلام


آذین زيرانداز هايى به بهانه نوروز

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط علی امیری |

بهار آمده‌، اما درخت‌، گورِ گل است‌
درخت پير که در بارش گلوله شکست‌

بهار آمده‌، در قريه آب خوردن نيست‌
و چاه و چشمه و کاريزها پر از مرده ‌است‌

بهار آمده‌، خورشيد گور تاريکی است‌
که دفن گشته در آن‌، هرچه آفتاب ‌پرست‌

شکنجه‌گاه سياه ستارگان شده است‌
زمين رفته به بالا و آسمانی پست‌

بهار آمده تا ديوها بگردانند
پياله‌های پر از خون‌ تازه دست‌به‌دست‌

محمدشريف سعيدی

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط علی امیری |

سال نو مبارک

+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت توسط علی امیری |

نميدانم در مورد محرم چه بنويسم ماهي كه باورها همراه با سنن و خرافه در هم آميخته و معجون افسانه اي را از خود ساخته به هر حال اين باورها در وجود تمامي افراد از لامذهب ترين تا متدين ترين رخنه كرده ...

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت توسط علی امیری |

مطالعات 100 ساله ايران شناسان، تاريخ نگاران و ديگر محققان ايراني و غير ايراني درباره استان بوشهر در فرهنگي 70 جلدي با نام «گستره فرهنگ بوشهر» منتشر مي شود.

آ. يا حسيني"، سردبير اين فرهنگ گفت:«پروژه «گستره فرهنگ بوشهر» شامل نتايج تحقيقات و بررسي هاي محققاني است که در صد سال گذشته بر روي حوزه هاي مختلف استان بوشهر کاوش کرده اند. ::::::ادامه مطلب::::::

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت توسط علی امیری |

ايراني ها پيش از هخامنشيان سعي داشتند خليج فارس را مكاني امن و آرام نگاه دارند. امنيت خليج فارس براي بازرگانان حياتي بود. حتي تجار اگر راهشان هم دور مي شد از درياي امن فارس مي آمدند تا كالا هايشان سالم به مقصد برسد و دزدان دريايي به كالاهايشان نزند.
اردشير خداداديان دكتراي تاريخ باستان دانشگاه شهيد بهشتي درباره امنيت خليج فارس مي گويد: «از زمان هخامنشيان كشتيراني در درياي پارس وجود داشت. خليج فارس از همان زمان هم راه ارتباطي شرق به غرب بود. بزرگراه شاهي آن زمان از آسياي صغير تا شوش ادامه پيدا مي كرد و از شوش هم تا خليج فارس متصل مي شد. اين راه 2650 كيلومتر طول داشت. »
خداداديان اهميت امنيت درياي پارس براي داريوش را چنين توصيف مي كند.« داريوش، اسكيلاكس اهل كاريز را مامور كرد تا از خليج فارس و اقيانوس هند تا درياي آفريقا را درنوردد و نقشه خليج فارس را تهيه كند. همه گمان مي كنند كه داريوش اين نقشه را براي لشگر كشي هايش مي خواسته اما اين نقشه ها بيشتر براي استفاده تجار و بازرگانان بود. اين نقشه ها تهيه شد تا نيرويي كه به عنوان پليس دريايي امروزه شناخته شده است در درياي پارس مستقر و امنيت و آرامش در راههاي دريايي خليج فارس برقرار شود. آنها يا در سواحل دريا مستقر مي شدند يا با كشتي و قايق مدت ها در دريا به سر مي بردند.»
پس از داريوش هم همه اقوام دنيا در پي دستيابي به اين دريا بودند.
در دوره اسكندر مقدوني نئارخ يوناني كار اسكيلاس را بار ديگر انجام داد. او افسر اسكندر بود و در فنون دريايي تبحر داشت. او با ناوگاني كه در اختيار داشت تا خليج فارس آمد و به نيروهاي اسكندر پيوست. نئارخ در مكتوباتش سواحل درياي پارس را زيبا و دلنشين توصيف كرده است. شعار تجار آن زمان هم اين بود كه خليج فارس نه تنها آبش آرام و دور از تلاطم است بلكه خود نيز آرام و امن است.
مورخي به نام "كلينيوس كوچك" هم خود به خليج فارس آمد و بي آنكه نئارخ را بشناسد حرف هاي اورا زده و از آبهاي درياي فارس به عنوان آبهايي آرام و با امنيت نام برده است.
خداداديان دليل حمله يوناني ها به ايران را راهيابي به خليج فارس مي داند. «كساني كه گمان مي كنند يوناني ها به دليل تبليغ فرهنگ هلينيسم به ايران آمدند در اشتباهند. فقط آمريكا در اين زمان نيست كه مي خواهد به اين آب ها دسترسي داشته باشد. يوناني ها از زمان هخامنشيان به اين خليج دلبسته بودند. يوناني ها براي پيشرفت اقتصاد كشورشان مجبور بودند كه به آبهاي خليج فارس راه پيدا كنند.»
يوناني ها مي خواستند كالاهاي مصرفي خود را از شرق و از راه شاهي به كشورشان انتقال دهند. آنها كالاهايشان را از راه شاهي به سواحل درياي پارس مي فرستادند تا با كشتي آنها را به كشورشان بفرستند.
خداداديان درباره تغيير نام اين خليج مي گويد:«منابع بسيار كهن يوناني پيش از هخامنشيان از درياي پارس اسم برده است. سارگون اول آشوري مي گويد "من مي خواهم از شمال تا جنوب بين النهرين را بگيرم و شمشير خونينم را در آبهاي خليج فارس فرو ببرم."
« ‌اين نكته را هميشه از من پرسيده اند كه آنهايي كه عناوين ديگري به كار مي بردند چه قصدي دارند. بايد گفت كه آنها خود به خوبي مي دانند كه اين خليج، فارسي است اما اسم مجعول ديگري را به كار مي برند. آنها يا ناآگاهانه يا مغرضانه اين نام ها را به كار مي بردند. تازه از دانشگاه برلن آلمان فارغ التحصيل شده بودم. در هفتمين همايش باستان شناسي ايران، ايرانشناس و شرق شناس دانشگاه هامبورگ، "وولف گانگ لينس"تغيير نام خليج فارس را غير علمي و ابلهانه و آن را نشان از تزوير در تاريخ دانست.
استاد دانشگاه شهيد بهشتي، تاريخ را قالبي مي داند كه تغيير عناوين در آن قالب كار آساني نيست.تاريخ درست در زمان خودش اين نام جاودانه را تحت عنوان خليج فارس ثبت كرده است.
در منابع لاتيني خليج فارس با نام " ماري پرسي كوم "، در منابع يوناني "سينوس پرسيكوس"، امروزه هم كه آلمان ها آن را "پرزيشا گلف" مي نامند.

منبع : ميراث خبر

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت توسط علی امیری |

می رويم و آرام نمی شويم
و می گذريم بی سايه هامان
مشتعل بر سنگ
و منحنی در مرگ

درگذشت استاد فقید منوچهر آتشی بر تمام اهل میهن خاصه مردم بوشهر تسلیت میگویم.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت توسط علی امیری |

آرزو رسولي


خليج عربي به جاي خليج فارس، حذف نام ايران در بسياري از نقشه‌هاي جغرافياي جهان، عرب خواندن دانشمندان ايران قديم و نديده گرفتن دانشمندان ايران امروز، ... آيا همه اين‌ها اتفاقي و در اثر يك اشتباه است يا عمدي در كار بوده است؟ و آيا اين عمد از روي دشمني غربيان با ايران بوده يا در اثر بي‌توجهي و كم‌كاري ايرانيان؟ و يا علت را در امر ديگري بايد جست‌وجو كرد؟‌ به منظور تحليل اين پرسش‌ها نظرات دكتر «علي اشرف صادقي»، زبان‌شناس و ايران‌شناس، را جويا شديم. وي تحصيلات خود را در فرانسه سپري كرده، با زبان‌هاي انگليسي و فرانسه و آلماني و تا حدي روسي آشنايي دارد و از معدود دانشمنداني است كه با تحقيقات روشمندي كه انجام مي‌دهد، نظراتش از مقبوليت بين‌المللي برخوردار است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت توسط علی امیری |

 رها ايزدي :  گويش استان بوشهر در تمام مناطق فارسي محلي است كه بن‌مايه لري دارد. براي مرزبندي آن، انواع گويش منطقه را از لحاظ جغرافيايي به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي‌كنند كه هر قسمت ويژگي خاص خود را دارد و داراي تفاوت‌هاي اندكي است. زبان‌هاي عربي نيز در جاهايي مانند بندر عسلويه، كنگان، جزيره شيف و جزيره شمالي و جنوبي بندر ريگ رايج است.
در همه گويش‌هاي منطقه واژه‌هاي فارسي باستان، اوستايي و پهلوي ديده مي‌شود كه بازمانده صرف زبان پهلوي هنوز هم در گويش دشتي (دشتياني) رايج است.
گويش شمالي استان شامل گويش شهرستان دشتستان، گناوه و ديلم است.
به علت ارتباط بندري بوشهر با كشورهاي عربي و نيز تسلط انگليسي‌ها و هلندي‌ها در منطقه، پاره‌اي واژه‌هاي بيگانه نيز در گفتار مردم اين منطقه شنيده مي‌شود.
گويش جنوبي شامل گويش شهرستان‌هاي تنگستان، دشتي، گنكان و دير است. مردم در شهر بوشهر هم اكنون فارسي صحبت مي‌كنند اما گويش آنها همسو با گويش تنگستاني است.
در شهرستان دشتستان شناسه «مي» در جلو افعال به كار مي‌رود و اين واژه «مي» در شهرستان گناوه و ديلم تبديل به «اي» مي‌شود.
مي‌كنم؛ ايكنمekonom
مي‌كرد؛ ekerd
لهجه دشتياني از قديمي‌ترين لهجه‌هاي استان بوشهر است كه به وضوح صرف و نحو دستور زبان پهلوي ساساني هنوز در آن استعمال مي‌شود.
ويژگي‌هاي دستوري
يكي از مشخصه‌هاي گويش‌هاي جنوبي جايگزيني فتحه‌ها به ضمه است كه معمولا روي شناسه‌هاي افعال قرار دارند.
رفتم؛ رفتُم rafto
دارم؛ دارُُم rom da
ديدم؛ ديدُُم didom
همچنين در اسامي نيز اكثرا فتحه به كسره تبديل مي‌شود.
مُرد؛ مِرد merd
امين؛ اِمين emin
عباس؛ عِباس ebas
براي ساختن فعل جعلي بعد از بن مضارع شناسه esi به كار مي‌رود كه بازمانده ist زبان پهلوي ساساني است .
خنديد؛ خندس xandes
ترسيد؛ ترسس tarses
كه در زبان پهلوي خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است.
صرف افعال در گويش شمالي مانند فارسي‌نو است ولي در گويش جنوبي يعني دشتياني فرق دارد و ضماير به جاي شناسه در ابتدا فعل قرار مي‌گيرد.
صرف فعل شنيدن در گويش دشتياني
من شنيدم؛ ام اسد um sed
تو شنيدي؛ اُت اشد ut esed
او شنيد؛ اُس شنيد us sened
ما شنيديم؛ ُمم شنيد mom sened
شما شنيديد؛ شما شني soma seni
آنها شنيدند؛ اونا شني owna seni
حرف «ب» كه در آخر كلمات چند حرفي فارسي بعد از «الف» بيايد و ساكن باشد در گويش بوشهري بدل به «واو» مي‌شود.
خواب؛ خو xow
آفتاب؛ افتو aftow
دوشاب؛ ديشو disown
كلمات دو حرفي كه حرف آخر آنها «ب» است به «واو» تبديل مي‌شود.
شب؛ شو sow
آب؛ او ow
تلفظ a در آخر واژه‌ها به جاي h صامت در اصل پسوند ag فارسي ميانه بوده كه g افتاده و a هنوز تلفظ مي‌شود. به عنوان مثال:
خانه را خانگ xana مي‌گفته‌اند.
در مواردي كه كلمه‌اي با فعل معين «ات» همراه مي‌شود مثل داده است، كرده است، ات تلفظ نمي‌شود و كسره به جاي «ه» در كرده مي‌‌نشيند و صورت «ش» جاي فعل معين است را مي‌گيرد و اين‌گونه تلفظ مي‌شود:
داده است؛ دادش dadesh
كرده است كردش kardesh
علامت استمرار
براي ساختن فعل زمان حال به جاي علامت استمرار «دارد» پيشوند هي hey يا هاسي hasey به كار مي‌رود.
دارد مي‌نويسد؛ هي مي‌نويسد hasey/hey minevise
دارد مي‌رود؛ هاسي /هي ميره hosey/hey mire
منفي كردن افعال
براي منفي كردن افعال، حرف نفي نه را قبل از اسم يا صفت مي‌آورند و فعل معين حذف مي‌شود.
من بلد نيستم؛ م ُنه بلدُُم mo ne beladom
من غريب نيستم؛ م ُ نه غريبُُم mo ne geribom
بايد توجه داشت اين نه كه براي منفي كردن به كار مي‌رود فقط جلو افعال معين (است و هست) قرار مي‌گيرد.
حرف «را» كه نشانه مفعول بي واسطه (مستقيم) است در گويش بوشهري وجود ندارد و به جاي «را» كو به كار مي‌رود.
كتاب را بده؛ كتاب كو بده ketab kue bedeh
دفتر را بياور؛ دفتركو بيار daftare kue biyar
علامت جمع
در گويش شمالي علامت جمع كه «ما» است، ال « al» مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كتاب‌ها؛ كتابل ketabal
خودكارها؛ خودكارل udkaral
درخت‌ها؛ درختال deraytal
تمام واوها به اي «I» تبديل مي‌شود.
بود؛ بيد bid
دود؛ ديد did
تنور؛ تنير tenir
در لهجه بوشهري هنگام صحبت كردن واژه‌ها را معمولا خلاصه مي‌كنند و براي خلاصه شدن كلام هميشه چند حرف آن افتاده و مختصر مي‌شود.
من چه مي‌دانم؛ مچم mocem
در گويش جنوبي «ن»هاي آخر كلمات ادا نمي‌شود. مثلا به نان «نو» مي‌گويند.
نان؛ نو nu
زمين؛ زمي zami
در گويش جنوبي همچنين جلو افعال يك «ها» اضافه مي‌شود.
بكن؛ هاكن hakon
بده؛ هاده hade  

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

حبيب مفتاح، از اعضاي گروه سعيد شنبه‌زاده است. او نوازنده سازهاي كوبه‌اي است و چند سالي است در فرانسه مشغول تجربه موسيقي‌ تلفيقي است. او و شنبه‌زاده موسيقي بوشهر را با موسيقي جز اروپايي همراه كرده و به تركيب تازه‌اي از موسيقي دست پيدا كردند. اين موسيقي چه در ايران و چه در اروپا توانسته است توجه مخاطبان موسيقي‌هاي جديد را به خود جلب كند


حبيب مفتاح، از اعضاي گروه سعيد شنبه‌زاده است. او نوازنده سازهاي كوبه‌اي است و چند سالي است در فرانسه مشغول تجربه موسيقي‌ تلفيقي است. او و شنبه‌زاده موسيقي بوشهر را با موسيقي جز اروپايي همراه كرده و به تركيب تازه‌اي از موسيقي دست پيدا كردند. اين موسيقي چه در ايران و چه در اروپا توانسته است توجه مخاطبان موسيقي‌هاي جديد را به خود جلب كند.
در ارديبهشت 1384 او براي اجراي يك كنسرت دو روزه در فرهنگسراي نياوران به ايران آمده بود. از فرصت استفاده كرديم و با او درباره موسيقي بوشهر، موسيقي سرزمين مادري‌‌‌اش به گفت‌وگو نشستيم.
موسيقي جنوب به دو موسيقي عمده تقسيم مي‌شود موسيقي بندرعباس و موسيقي بوشهر. شهرهايي مثل آبادان موسيقي‌شان را از همين دو نوع موسيقي گرفته و روي آن كار كرده‌اند: «درست است كه من بوشهري هستم اما اين را از روي تعصب نمي‌گويم. چه در ايران و چه در خارج از ايران، آنچه از موسيقي خليج فارس و جنوب ايران ياد مي‌شود، موسيقي بوشهر است.»
موسيقي بندرعباس بيشتر با ريتم‌هاي عربي كشورهاي ديگر حوزه خليج فارس آميخته است. «اما موسيقي بوشهر منحصر به فرد و متنوع است.» اين موسيقي امروز توسط بوشهري‌ها به نقاط ديگر دنيا هم برده شده است. حتي خيلي از گروه‌ها علاقه دارند از موسيقي ما استفاده كنند و آن را به كار بگيرند. در اين منطقه انواع متنوعي از موسيقي وجود دارد.

* آبادان و خرمشهر موسيقي بومي‌ندارند؟

_ موسيقي آنها همان موسيقي بوشهر است. در اين شهرها موسيقي قدمت چنداني ندارد. سازهاي شهرهاي خليج فارس همان سازهاي بوشهر است. سنج، ني‌انبان، ضرب و دمام. اين سازها به شهرهاي ديگر هم رفته‌اند. البته بر اساس اسناد و مدارك مي‌توان اثبات كرد كه اين موسيقي صدها سال است كه در بوشهر دنبال مي‌شود.

* اين طور كه شما مي‌گوييد موسيقي حوزه خليج فارس بايد خيلي متنوع باشد اما همه آن را به عنوان موسيقي بندري مي‌شناسند؟

_ بله. مشكل ما هم همين است كه به همه اين موسيقي‌‌ها بندري مي‌گويند. حالا مي‌خواهد در بوشهر اجرا شود يا در بندرعباس و با ريتم‌هاي عربي. يا در لس آنجلس و تهران. مردم حتي موسيقي‌هايي كه گوشه‌اي از ريتم اين موسيقي را استفاده مي‌كند هم به اسم بندري مي‌شناسند. حال تصور همه بر اين است كه موسيقي آبادان، بوشهر، خرمشهر، و بندرعباس همه بندري است.

* خوب چون مردم از اين تنوع موسيقي خبر ندارند و اين انواع را نمي‌شناسند.

_ البته در ذهن مردم طوري جا افتاده كه وقتي از موسيقي بندري حرف مي‌زني نا‌خودآگاه به ياد ريتم‌هاي تند و شلوغ مي‌افتند. اما اين اواخر جوان‌هاي بوشهري تلاش زيادي كردند كه موسيقي خودشان را معرفي كنند. موسيقي آبادان از وقتي شناخته شد كه خوانندگان لاله‌زاري تهران شروع كردند به خواندن ترانه‌هايي كه درباره آبادان بود و به نوعي موسيقي جنوب ايران در آن استفاده شده بود. بوشهر كه در حقيقت پايه اين موسيقي‌هاست ده سال بيشتر نيست كه شناخته شده است.

* جالب است كه در اين مدت كوتاه توانست نظر خيلي‌ها را جذب كند.

_ بله. وقتي ما مي‌گوييم اين ريتم‌ها قديمي ‌است و سال‌هاست كه اجرا مي‌شوند همه تعجب مي‌كنند و مي‌گويند چطور قبلا آنها را نشنيده بوديم. آلبوم جديدم تا دو هفته آينده به بازار مي‌آيد. اسم آلبوم را «دي زنگ رو» گذاشتم. «دي زنگ رو» يعني ماه گرفتگي. اين آلبوم كاملا با سازهاي بوشهري و بيشتر با سازهاي كوبه‌اي بوشهر زده شده چون تخصص من اين ساز است. ريتم‌هايي انتخاب كردم كه دقيقا بوشهري است و با بندري تفاوت زيادي دارد. اين آلبوم نوعي نوآوري در موسيقي بوشهر است كه بدون سازهاي بادي مثل ني‌انبان و فقط با سنج و دمام اجرا مي‌شود.

* شما براي اين آلبوم آهنگسازي كرده‌ايد يا همان آهنگ‌هاي قديمي‌را اجرا كرديد؟

_ در اين آلبوم تمام ريتم‌ها، ريتم‌هاي اصيل بوشهري است. اما فقط براي سنج و دمام تنظيم شده است. در بخش‌هايي هم موسيقي دوباره آهنگسازي شده است. اما اصل ريتم‌هاي بوشهري بدون تغيير است و هيچ صدمه‌اي نديده است. من اين موسيقي را براي پيرمرد 60 ساله و پسر بچه 7،8 ساله گذاشته‌ام و جالب است كه براي همه سن‌ها شنيدني بود. به خصوص براي بوشهري‌ها كه موسيقي آيين‌ها و مراسم مختلف‌ خودشان را مي‌شنوند.

* موسيقي چقدر در زندگي بوشهري‌ها جريان دارد.

_ اصلا قابل تفكيك از زندگي روزانه آنها نيست. وقتي كودكي متولد مي‌شود براي خبر دادن به ديگران از موسيقي استفاده مي‌كنند. تا لحظه‌اي كه او را در زير خاك مي‌كنند و برايش مي‌گريند. چه عروسي و چه عزا هميشه موسيقي همراه ماست.

* اين موسيقي‌ها با هم متفاوت است؟

_ بله، هر مراسمي‌ ريتم به خصوص خودش را دارد. مثلا زمان خاك‌سپاري ريتم عربي مي‌خوانيم. زمان ماهيگيري ريتم ديگري مي‌خوانيم، زمان عروسي، عاشورا تاسوعا، كار، خواباندن بچه‌ها و خيلي زمان‌هاي ديگر. موسيقي هميشه همراه ماست. تنوع اين موسيقي زياد است چون علاوه بر آنچه در خود بوشهر از قديم جريان داشته موسيقي آفريقايي و موسيقي بندري هم به آن اضافه شده است.

*مي‌خواستم در اين باره هم صحبت كنيم كه موسيقي آفريقايي چقدر در موسيقي بوشهر نفوذ كرده است.

_ من در فرانسه با يك آفريقايي زندگي مي‌كنم. قبل از آن شنيده بودم اين موسيقي‌ها نزديك است اما آن را باور نداشتم. تا زماني كه خودم با آن مواجه شدم. وقتي براي هم مي‌خوانيم، مي‌بينم كه چقدر اين موسيقي‌ها نزديك است. اصلا يكي است. هنوز حتي بسياري از مراسم آفريقايي در بوشهر برگزار مي‌شود. موسيقي زار كاملا موسيقي آفريقايي است. بسياري از فرهنگ‌هاي آفريقايي را مي‌توان در بوشهر دنبال كرد. يك قبيله از آفريقا حدود دويست سال پيش به بوشهر آمدند. مثلا يكي از نوازندگان گروه ما، جد آفريقايي دارد.

*موسيقي زار در طبقه بندي موسيقي جنوب در كجا قرار مي‌گيرد؟

_ زار هم از موسيقي بوشهر است. اين موسيقي و آئين‌هاي مربوط به مراسم زار با ورود آفريقايي‌ها به بوشهر آمده‌ است. آنهايي كه معتقد بودند بادهاي مختلف را درك مي‌كنند و با آنها ارتباط دارند، مي‌گفتند اين بادها از طرف دريا و از آفريقا مي‌آيد.

* اين بادها دقيقا چه هستند؟

_مردم جنوب معتقدند هفت باد وجود دارد كه مي‌تواند بر انسان نفوذ كند. منظور از باد نيروهاي ماوراء‌الطبيعه است. البته موضوع به اين سادگي‌ها نيست كه با يكي دو كلمه منتقل شود. بحث يك فرهنگ قديمي‌است. گاهي مردم بوشهر دچار بيماري‌هاي روحي و رواني مي‌شوند و معتقدند كه باد جن در آنها نفوذ كرده و كساني به اسم مامازار و بابازار كه بالاترين درجه ارتباط با انرژي‌هاي ماوراء‌الطبيعه را دارند با موسيقي جن مزاحم را دور مي‌كنند. «دي زنگ رو» از اين موسيقي الهام گرفته شده است.

* شما در آلبومتان همين موسيقي را اجرا كرديد؟

_ بله. دي زنگ رو يعني خرچنگ بزرگ. در زمان‌هاي قديم مردم بوشهر معتقد بودند كه در زمان ماه گرفتگي، خرچنگ بزرگي چنگ‌هايش را دور ماه مي‌گيرد و نمي‌گذارد مردم ماه را ببينند و معتقد بودند اين كار جن‌هاست. مردم بوشهر فكر مي‌كردند جن‌ها از قله مي‌ترسند، يادم مي‌آيد پدر خودم هم هميشه مي‌گفت: وقتي بيرون مي‌روي سنجاق قفلي بزن به لباست. به همين خاطر مردم بوشهر زمان ماه گرفتگي با هر چيز قله‌اي كه در دستشان بود ريتم به خصوصي را مي‌زدند تا جن‌ها‌ دور شوند. بعدها هم كه مشخص شد اين جريان يك اتفاق طبيعي است باز هم مردم اين نوع از موسيقي را اجرا مي‌كردند.

* شما به بيماري زار اعتقاد داريد؟

_ بله، من بارها در مراسم زار بودم و ديدم كه بيمار‌ها مداوا شدند. بوشهري‌ها خيلي به اين مراسم اعتقاد دارند. اين موسيقي در خارك، كنگون، لنگه، ميناب، بندرخمير و خيلي مناطق خليج فارس اجرا مي‌شود.

* شما هم موسيقي زار را اجرا مي‌كنيد؟

_ ببينيد ريتم و موسيقي زار در آيين‌هاي ديگر هم اجرا مي‌شود اما نحوه خواندن، خواننده فقط مخصوص همان موسيقي است و فقط توسط مامازار و بابازار قابل اجرا است. آنها در حالتي شبيه خلسه آواز مي‌خوانند. خواننده آواز را از درون حلق و با فرياد مي‌خواند. موسيقي زار بسيار گيراست و شما را محصور مي‌كند. هركسي توانايي اجراي موسيقي زار را ندارد.

* موسيقي بوشهر چه انواعي دارد؟

_ موسيقي مذهبي، موسيقي زار، موسيقي عذا و عروسي و موسيقي كار. همه با هم متفاوتند و هر كدام ويژگي‌هاي خودشان را دارند. موسيقي مذهبي با سازهاي سنج و دمام، در ابتداي عزاداري اجرا مي‌شود. براي اينكه مردم را خبردار كند كه عزاداري آغاز شده است. اين موسيقي با همه موسيقي‌ها فرق دارد. در زمان‌هاي ديگري هم سنج و دمام زده مي‌شود. اما نه با آن ريتم مثلا وقتي لنچ بزرگي را به آب مي‌اندازند سنج و دمام مي‌زنند تا همه مردم جمع شوند و كمك كنند تا لنچ به آب بيفتد.

* موسيقي كار چه انواعي دارد؟

_ بيشتر موسيقي كار در كنار درياست. موسيقي لنچ سازي، كار روي لنچ، موسيقي ماهيگيري، موسيقي دريانوردي، موسيقي طوفان و خيلي موسيقي‌هاي ديگر. شايد به جرأت بتوان گفت بيشتر موسيقي‌هاي بوشهر يعني 80 درصد از آنها يا درباره خليج فارس است يا از اين خليج در آنها نام برده مي‌شود. موسيقي لنچ سازي هم موسيقي جالبي است. آنها زماني كه لنچ را مي‌سازند با ضربه ميخ و چكش كه به نوعي ريتم وار روي چوب ضربه مي‌زند آواز مي‌خوانند. حتي هنگام نهار براي اينكه به هم خبر بدهند وقت غذا است و يا گرسنه‌اند ريتم كوبيدن روي ميخ را عوض مي‌كنند و همه متوجه مي‌شوند كه وقت غذا و يا وقتي خستگي در كردن ريتم ديگري دارند. زندگي بوشهري‌ها يعني موسيقي. در شهر من هر چيزي با موسيقي همراه است. حتي موقع بيكاري هم مردم بوشهر آهنگ مي‌خوانند.

* موسيقي بوشهر چند نوع است؟

_ ريتم‌ها هم خيلي متنوعند ريتم بندري، چوبي، شكي، مولودي، خيام‌خواني، چهار دستمال ريتم‌هاي شاد هستند و ريتم‌هاي غمگين هم داريم كه آنها هم متنوع هستند. موسيقي كار هم ريتم‌هاي مختلفي دارد. مثلا ريتم گلافي، نيمه و شروه خواني. اينها فقط موسيقي بوشهر است نه موسيقي مناطق ديگر جنوب ايران، اين منطقه بسيار غني و زيبايي دارد.

* چرا موسيقي بوشهر در ايران با اين ابعاد گسترده شناخته نشده؟

_ من نسبت به موسيقي مادري‌ام تعصب زيادي دارم و سعي كرده‌ام آن را ارتقا بدهم. خيلي متأسفم كه تا به حال در هر كجاي دنيا كه خواسته‌ايم توانسته‌ايم برنامه اجرا كنيم اما در ايران براي اجراي آن با مشكل مواجهيم.

*چه مشكلي؟

_ اين موسيقي با حركت همراه است هيچ جنوبي‌اي عادت ندارد روي سن فقط ساز بزند نوعي حركات موزون هم با خواندن و زدن ما همراه است كه خودش به انتقال انرژي و درك موسيقي كمك مي‌كند. وقتي جزيي از عادت ما را مي‌گيرند كيفيت كار 50 درصد پايين مي‌آيد. در ايران مجبوريم اين حركات را حذف كنيم. مشكل تنها اين نيست. نداشتن سيستم‌هاي منظم و برنامه‌ريزي صحيح براي اجراي كنسرت هم دليل ديگري است كه اجراي موسيقي در ايران را كند كرده است. «ناصر تقوايي» فيلمي‌به نام «اربعين 49» دارد كه در آن نوازندگان سنج و دمام مشغول اجراي موسيقي عزا هستند. هر وقت اين فيلم را مي‌بينم آرزو مي‌كنم اي كاش مي‌توانستم آن را براي مردم ديگر شهرهاي ايران هم اجرا كنم اما متاسفانه اين موسيقي وقتي زيبا مي‌شود كه با حركت همراه مي‌شود.

* شنيدم موسيقي عاشورايي بوشهر خيلي زيباست؟

_ بله، من هر كجاي دنيا كه باشم خودم را براي عاشورا، تاسوعا به بوشهر مي‌رسانم. انگار اگر نتوانم آن سال در عزاداري‌ها سنج و دمام بزنم هيچ چيز سر جايش نمي‌ماند. وقتي آن شور و حركت همراه با دمام‌نوازي را مي‌بينم معناي حقيقي عاشورا و تاسوعا را درك مي‌كنم. متاسفانه نمي‌دانم چرا اين آيين‌ها و مراسم بومي‌ به دليل بعضي مسايل جانبي حذف و ناديده گرفته مي‌شود. در فيلم ناصر تقوايي كه سال 49 ساخته، نزديك چهل، پنجاه نفر دمام مي‌زنند و عزاداري مي‌كنند اما حالا در بوشهر دمام‌زنهاي هر مجلسي بيشتر از 5 نفر نمي‌شوند. متاسفانه وقتي نيمي ‌از مراسم را حذف مي‌كنيم بقيه آن هم حذف مي‌شود. هر چه نسل نوتر مي‌شود، سنت‌ها شكسته مي‌شوند. من روي كلمه نوآوري خيلي حساسم و معتقدم اگر قرار است نوآوري شود، نبايد اصالت‌ها خراب شوند. آنها بايد سر جايشان بمانند و شما كار جديدي كنيد.

*موسيقي‌اي كه در فرانسه كار مي‌كنيد چه ويژگي‌هايي دارد؟

_ در آنجا هم موسيقي‌هاي بومي ‌و فولكلورمان را با موسيقي جز اروپا تلفيق مي‌كنيم و جالب اينجاست كه موسيقي بوشهر پايه و اساس كار است. آنها خودشان را با موسيقي ما وفق مي‌دهند و همراه مي‌كنند. موسيقي بوشهر بسيار غني است و من معتقدم هنوز شناخته نشده است. به تازگي با يك گروه آفريقايي هم موسيقي كار مي‌كنم. البته آنجا هر دو موسيقي يكي است. بار اولي كه با هم ساز زديم من فكر مي‌كردم آنها بوشهري هستند و آنها فكر مي‌كردند من آفريقاييم. موسيقي ما به راحتي با آنها هم‌خواني دارد و در يك قالب جاي مي‌گيرد.

منبع : میراث خبر

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

باستان شناسان ايرانی معتقدند موفق به کشف شهری باستانی متعلق به دوره هخامنشيان شده اندکشف يک شهر باستانی در استان بوشهر که از آن در يکی از لوحه های تخت جمشيد نام برده شدهکشف يک شهر باستانی در استان بوشهر است. در لوحه ای در تخت جمشيد از شهری بزرگی به نام تموکان ياد شده، که باستان شناسان معتقدند که در کاوشهای خود در استان بوشهر موفق به کشف اين شهر شده اند. پژوهشگران از روی لوحه های يافت شده متعلق به تخت جمشيد بر اين باورند که داريوش اول در محلی زندگی می کرده که در نزديکی اش نخلستان وجود داشته و به همين دليل بر روی مهر رسمی او تصوير دو نخل نقش بسته بوده است. اما همچنين اين پژوهشگران می دانند که در اطراف تخت جمشيد هيچ نخلستانی وجود نداشته است. به همين دليل سرزمين اصلی هخامنشيان را جايی می دانند که در لوحه های تخت جمشيد از آن با نام تموکان نام برده شده و سالها به دنبال کشف اين شهر بوده اند. اکنون باستان شناسانی که به دنبال کشف شهر تموکان بودند گمان می کنند که بقايايی از اين شهر باستانی را پيدا کرده اند. بخش هايی از اين شهر در سال 1977 کشف شده اما با انقلاب ايران در سال 1979 حفاری های اين منطقه متوقف شد. پس از يک وقفه 26 سال حفاری مجدد برای کشف اين شهر از ماه پيش آغاز شد. سرپرست گروه کاوش شهر باستانی متعلق به هخامنشيان می گويد که او يک لوحه طلايی که نمونه شبيه اش در تخت جمشيد يافت شده، چند سنگ نبشته و نقش برجسته داريوش اول را پيدا کرده است. اين سنگ نبشته ها هنوز رمز گشايی نشده اما باستان شناسانی که آنها را کشف کرده اند، تقريبا اطمينان دارند که اين محوطه تاريخی همان شهر تموکان است. هر چند برای اطمينان کامل بايد چندين محل ديگر متعلق به اين شهر را کشف کرد.
منبع بي بي سي

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

خبرگزاری میراث فرهنگی مسابقه‌ای مطبوعاتی با موضوع خلیج فارس ترتیب داده است.


روزنامه‌نگارانی که سال گذشته (۱۳۸۳) آثاری درباره خلیج فارس در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، گردشگری و تاریخی نوشته‌اند، می‌توانند آثارشان را در قالب مقاله، گزارش، مصاحبه و عکس به نشاني خبرگزاری ميراث فرهنگي ارسال کنند.
این آثار پس از وصول توسط هیات داوران متشکل از استادان دانشگاه و روزنامه نگاران بررسی می‌شود و از برندگان هر رشته در هفته میراث فرهنگی قدرداني شده و جوایزی به آنها تعلق می‌گیرد.
در این مسابقه مطبوعاتی علاوه بر نویسندگان رسانه‌های چاپی، نویسندگان سایت‌های خبري و خبرگزاری‌ها نیز می‌توانند شرکت کنند.
آثاری می‌توانند در این مسابقه شرکت داده شوند که در سال 1383 هجری شمسی منتشر شده باشند.
متقاضیان مي‌توانند آثارشان را به نشاني تهران، خیابان استاد نجات اللهی، کوچه علایی، شماره 10 بخش مسابقه خلیج فارس و يا به آدرس اينترنتي khalijfars@chn.ir ( با ارائه آدرس كامل پستي فرستنده ) ارسال فرمايند.

منبع مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت توسط علی امیری |

این وب لاگ عاملی شد که بتونم بوشهری های مقیم این دنیای مجازی را بیشتر بشناسم  امروز ایمیل جالبی به دستم رسید گزارش یک گروه باستان شناسی  بود از ....:::ادامه مطلب ::::>>>

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت توسط علی امیری |

عزای محرم و صفر هم تمام شد صدای دمام و نوای نوحه بوشهر را در این دو ماه از سال دگر گون میکند و حتی در زندگی اجتماعی و رویکردهای مذهبی کما بیش تاثیرات خود را نمایان میسازد ... بودن یا نبودن این آداب و رسوم همیشه در بین مردم یک بحث است اما به هر حال سنتی است که یاد آور سبقه بلند بالای تمدنی و غنای فرهنگی موسیقایی مردم شهرمان بوشهر را دارد متنی که در ذیل می آید دیدگاه یی است از یک چهره فرهنگی شهرمان در اینباره ایراد نمود  و در روزنامه نسیم جنوب درج شد و پایگاه علمی پزوهشی فرش ایران  نیز آن را از این هفته نامه فرهنگی نقل کرد توجه شما را به خواندن این یادداشت جلب میکنیم .

منوچهر آتشی : قبل‌ از هر چيز درباره‌ي‌ نويسنده‌ي‌ جوان‌ عاشق‌ و پر کار اين‌ کتاب‌ مختصري‌ بگويم‌; اين‌ خانواده‌ي‌ محترم‌ ـ که‌ به‌ قول‌ سعدي‌ همه‌ عالمان‌ دين‌ بوده‌اند، از قديم‌الايام‌ساکن‌ محله‌ي‌ معروف‌ >ظلم‌آباد< که‌ حالا به‌ >صلح‌آباد< تغيير نام‌ داده‌ ـ زندگي‌ مي‌کرده‌ و هنوز ـ اگر نه‌ همه‌ ـ همان‌جا زندگي‌ مي‌کنند.
عموي‌ محسن به‌ نام‌ محمد شريفيان يکي‌ از ارزنده‌ترين‌ نوحه‌خوانان‌ بوشهر بوده‌ ـ و روانش‌ شاد ـ همه‌ي‌ مردم‌ بوشهر به‌ تسلط، تن‌ صدا و هماهنگي‌ با سينه‌زنان‌ وبر انگيختن‌ آنان‌ به‌ شور و هيجان‌ و به‌ اصطلاح‌ >گرم‌ کردن‌ عزا< واقف‌ بوده‌ چنان‌چه‌ وي‌ در اين‌ موارد يد طولايي‌ داشته‌ است‌ و چون‌ خوب‌ ني‌ مي‌زده‌ به‌ >محمد ني‌زن‌<هم‌ شهرت‌ داشته‌ است‌.....::::ادامه مطلب:::>>>

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت توسط علی امیری |

باستان‌شناسان موفق به رمزگشايي و ترجمه سنگ نبشته داريوش هخامنشي که در جریان عملیات نمايي از بردک سياهکاوش و مرمت کاخ بردک سیاه بوشهر در روزهای پایانی سال 83 کشف شده بود؛ شدند.
در تداوم عمليات كاوش و بررسي آثار به دست آمده در كاخ داريوش هخامنشي در دشتستان بوشهر كه عبارت از يك سنگ نبشته به زبان بابلي نو همراه با نقش برجسته‌اي از داريوش هخامنشي بود، كارشناسان زبان‌هاي باستاني موفق به قرائت و ترجمه متن حك شده بر كتيبه مكشوفه شدند.ادامه مطلب ...>>>

منبع : میراث خبر

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت توسط علی امیری |

 در 600 متري شمال شرقي آرامگاه كوروش ، كاخ پذيرايي پاسارگاد قرار دارد. چهار درگاه ساخته شده از سنگ هاي صيقلي شده كه بر روي آن ها نقش هاي متنوعي حجاري گشته اند، تالار اين كاخ بار را احاطه مي كرده اند، در گاه شرقي كاخ ، داراي نقشي كنده كاري شده از اآنس (Oannes)  است. تنه و سر پاي اآنس ( خداي آب و درياي بابلي ها ) همانند انسان است ولي يك شكل ماهي از سر تا پاي او كشيده شده است و مظهر ديگري كه سم وپايش مانند گاو مي باشد، در پشت سر او نقش شده است. ... اگر دوست درید از ژرفای تاریخ دریانوردی ایرانیان بدانید بر روی ادامه مطلب کیلیک کنید .... ادامه مطلب>>>

منبع : پایگاه علمی پژوهشی فرش ایران

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت توسط علی امیری |

واژه نوروز براي تمام ساكنان فلات ايران، از ديرباز تاكنون واژه اي است با بار معنايي شگفتي آميخته از شادي، رستن و باليدن و از همه مهم تر تازگي و در عين حال ديرينه گي! و اين ديرينه گي نه به معناي پيري است كه با فرسودگي و ناتواني مترادف شده كه به معناي ديرسالي و پايندگي از خلال گذشت قرون و اعصار و از پس ماجراهاي شگفت و مركب است. يعني آنچه كه يك قوم، يك ملت، فرهنگ، روش و سبك زندگي را تداوم تاريخي مي بخشد.
اما با وجود وحدت معنايي، رسوم مشابه نوروزي در سراسر فلات ايران، تنوع و گوناگوني اقوام و ملل در گستره فلات، اين ميراث مشترك آييني را در هر منطقه و شهر و دياري، رنگي ديگر داده و آهنگي ديگر بخشيده است. چنانكه في المثل دريا و مجاورت با آن در مراسم و آداب آييني ساكنان نواحي ساحلي ايران از جمله نزد مردمان ساكن در شبه جزيره بوشهر تاثير عميقي بر نحوه برگزاري اين مراسم داشته است. متقابلا مراسم نوروزي نيز ديگر آيين هاي بومي و مذهبي منطقه را تحت تاثير خود قرار داده است.
اين تاثيرپذيري هاي متقابل را به ويژه از نظر حضور و جايگاه دريا در معيشت و نحوه زندگي عمومي مردم در نواحي ساحلي بوشهر به خوبي مي توان مشاهده كرد، همچنان كه تاثير اين موقعيت طبيعي آداب و رسوم، مناسبات اجتماعي و حتي نحوه بازي و سرگرمي و يا برخي مراسم مذهبي مردم اين منطقه ويژگي هاي منحصر به فردي به آن بخشيده كه آداب و آيين جاري در اين منطقه را از ديگر نواحي ايران كاملا متمايز كرده است.
اظهارات «عبدالحسين احمدي ري شهري» متخصص مردم شناسي، در اشاره به جايگاه دريا در مراسم آييني مردم بوشهر به هنگام چهارشنبه سوري نمونه اي است از اين دست: «رسم برافروزي آتش در شب چهارشنبه آخر هر سال خورشيدي تا نيم سده پيش نزد مردم بوشهر ناشناخته بود اما اين بدان معنا نيست كه آنان پيش آگاهي فرهنگي درباره چهارشنبه سوري نداشته و به كلي آن را فراموش كرده باشند، بلكه آن را درست در آخرين شب چهارشنبه ماه صفر هر سال برگزار مي كردند و به ويژه براي آن كه جان سالم از نحوست ماه صفر ببرند، اين گونه عمل مي كردند. ساعات پاياني آخرين سه شنبه ماه صفر به كنار دريا مي رفتند و پاهاي خود را تا ساق در آب دريا مي زدند و ضمن آنكه چند عدد سنگ به درون آب پرتاب مي كردند، مي گفتند:
درد و غم كه بيشو تو او دريه بيشو
يعني درد و غم من بيرون برود و به آب دريا برود.
ريشهري اين آيين را متاثر از همان نيت و مضموني مي داند كه در اصل برگرفته از همان آيين چهارشنبه سوري ايرانيان در پايان سال خورشيدي است. هنگامي كه درست در ساعات پاياني آخرين سه شنبه سال آتش افروخته و از روي آن پريده و مي گويند:
سرخي تو از من زودي من از تو
بنابراين روشن است كه هر دو اين آيين در آبشخور فرهنگي واحدي ريشه دارد. نكته جالب ديگر در شباهت اين دو آيين اعتقاد مردم بوشهر آن است كه اين مراسم الزاما بايد تا قبل از غروب آفتاب برگزار شود و اگر به ساعات بعد موكول شود فايده اي نخواهد داشت.
به گفته اين پژوهشگر مردم شناسي، مردم بوشهر پس از بازگشت از دريا، مراسم ديگري نيز در كنار دريا انجام مي دادند. به گونه اي كه 21 عدد سنگريزه از هفت راه جمع آوري مي كردند كه به مجموع آنها سنگ هفت راه» مي گفتند. زيرا از هر مسير سه سنگ بر مي داشتند كه جمعا 21 عدد مي شد. سپس آن را در زير «تابه گرمك» يعني ظرفي كه روي آتش جاي داده بودند مي نهادند و آن گاه چند بار روي تابه مي پريدند.
ناگفته پيداست كه اين رسم پريدن از روي تابه آتشين، معادل رسم پريدن روي آتش در چهارشنبه سوري است، كه در ديگر شهرهاي ايران برگزار شده است.
به هر روي پس از پايان مراسم پريدن از روي تابه و سنگ ريزه هاي داغ، سرانجام همه آنها را درون ظرفي پر از آب ريخته و آنگاه به هر يك از افراد شركت كننده در مراسم، اندكي از آن آب مي دادند و عقيده داشتند كه اين آب مايه بركت و طول عمر و به اصطلاح محلي سبب «مرواي سالي» است.
از آنجا كه اين مراسم غالبا در آخرين چهارشنبه ماه هاي قمري برگزار مي شد، گاه با فصل تابستان تقارن پيدا مي كرد. در اين مواقع معمولا نوجوانان پسر و دختر در صبح روز چهارشنبه، راهي دريا شده و ضمن شنا در آب دريا، مراسم چهارشنبه سوري را برگزار مي كردند.
به گفته اين پژوهشگر بوشهري، افراد برخي از محلات بيروني بافت قديم بوشهر، مثل محله امامزاده، محله روني، ري شهر و سرتل، محل شناي خود را كنار قدمگاه «ميرشاه محمد دريانشين» معروف به ميرمحمد و در جايي كه به اشتراك معروف است، برگزار مي كردند
منبع : میراث خبر

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1384ساعت توسط علی امیری |

مطالب جدیدتر