تبليغاتX
بوشهری

ترانه‌هاي استان بوشهر ، به عقیده بعضی از شناسندگان آن تحت تاثیر زیاد موسيقي بوميان آفريقايي قرار گرفته است. در گذشته تعداد نوازندگان محلي بيش از امروز بوده ولي مثل امروز اين نوازندگان در درجه اول در مراسم عروسي شركت مي‌كرده‌اند

 بخش مهمی از هر نوع ترانه و چکامه ای که ساخته و پرداخته مردم استان بوشهر است، توأم با حرکاتی زیبا اجرا می شود که نشان دهنده چیرگی و تسلط انسان بر طبیعت و کاراست و نیز در حقیقت حماسه مردان خستگی-ناپذیر.

بر همین اساس اغلب ترانه های شاد در بوشهر  نیز توأم با حرکاتی است که اجرای آن را دل نشین و مقبول تر می سازد. در میان انبوهی از ترانه های شاد بومی چند مورد مشخص از بقیه متمایز است. 1- نی انبان (نی جفتی و تنبک) 2- نی لبک 3- یزله.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت توسط علی امیری |

مرزهاي سياسي ايران امروزي بيشتر در دورة قاجاريه و يا به ديگر سخن در سده سيزدهم ه.ق (19 م) به وجود آمده است. با توجه به مرزهاي ايران در ادوار مختلف تاريخي كه در صفحات پيش به آنها اشاره شد. ايران امروزي فقط بخش از امپراطوري عظيم مادر گذشته است.

استان بوشهر  به علت قرار گرفتن بركنار ساحل شمالي خليج فارس، از طريق دريا حدود 625 كيلومتر مرز مشترك با خليج فارس و كشورهاي واقع در ساحل جنوبي آن دارد. سرحد جنوبي استان بوشهر  از خليج ناي بند در جنوب استان شروع و تا بندر ديلم در شمال آن امتداد دارد.

چون مرز دريايي يك كشور به ساحل دريا ختم نمي‌شود و براساس قوانين و حقوق دريايي بين‌المللي هر كشوري مي‌تواند بر مقداري از آبهاي مجاور خود حق حاكميت داشته باشد. از اين رو كشور ايران در خليج فارس و درياي عمان طبق اصلاح قانون آبهاي ساحلي كه در فروردين ماه سال 1338 ه.ش به تصويب رسيد، ادعاي 12 مايل دريايي (حدود 20/22 كيلومتر) از آب‌هاي ساحلي خود را دارد.

مراحل تهديد فلات قاره بين ايران، عربستان و ايران و بحران و ايران و مهمان كه هم مرز دريايي با بلوچستان است، تكميل گرديده و قراردادهايي بين ايران و كشورهاي مذكور بسته شده است. در حال حاضر اختلاف‌هاي بين (ايران و عراق)، و (ايران و كويت) در مورد تحديد سكوي ساحلي هنوز باقي مانده است.

استقرار ساحل نشينان جنوب در مرزهاي آبي استان بوشهر از مسايل مهم و استراتژيك منطقه محسوب مي‌گردد، زيرا اين اقدام سبب مي‌شود كه هيچ كس خيال حمله و نفوذ به مرزها را به خود راه ندهد.

 مطلب اختصاصی  برداشت مطلب فقط با ذکر نام بوشهری دانشنامه استان بوشهر و آدرس  www.bushehri.ir   آزاد است. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت توسط علی امیری |

بعد از اسلام با سقوط سلسلة ساساني به دست اعراب مسلمان، تمدّن و فرهنگ ريشهر نيز روي به اضمحلال گذاشت. بنابر نقل بلاذري در فتوح البلدان، شهر بوشهر در فاصلة سال‌هاي 19 تا 22 هجري قمري به دست «عثمان بين ابي‌العاص» فتح شد مسلمين براي تصرف اين شهر ماه‌ها با نيروي مستقر در بوشهر در جنگ و ستيز بودند و تلفات سنگي متحمّل شدند سردار معروف ايراني كه در مقابل اعراب در بوشهر مقاومت نمود، «شهرك» نام داشت، بلاذري در اين باره مي‌نويسد: «شهرك» مرزبان و والي فارس، آمدن تازيان را سخت عظيم و گران مي‌ديد زيرا داستان گستاخي و شجاعت و نيز پيروزي تا زيان را بر همة دشمنان شنيده بود، پس لشكري عظيم فراهم آورده و به راشهر [(ريشهر)] در سرزمين‌هاي حوزة شاپور شد، آنجاي خود در نزديكي توج است.» شهرك بعد از مقاومت‌هاي فراوان سرانجام به دست يكي از سپاهيان اعراب مسلمان كشته شد وبه اين ترتيب ريشهر يا بوشهر به دست مسلمين فتح شد. بلاذري جمله‌اي نقل مي‌كند كه عمق غناي مادّي و اهميّت فتح بوشهر را هر چه بيشتر مشخّص مي‌سازد، وي مي‌نويسد:«اين جنگ در دشواري و كثرت نعمتي كه به دست مسلمين افتاد همانند جنگ قادسيه بود.» از احوال ريشهر (بوشهر) از فتح آن توسّط مسلمين تا زمان نادرشاه افشار (سلطنت 1160ه-1149/1747-1736 م) اطلاعات اندكي در دست است. ضربه‌اي كه اعراب به اين شهر وارد آوردند موجب شد كه ريشهر مركزيت و اهميّت خود را براي چندين قرن از دست بدهد و به شهري متروك و منزوي مبدّل شود. با گسترش قلمرو نادرشاه افشار تاريخ جديد بوشهر نيز آغاز شد. نادر و سياست دريايي او براي مبارزه با عثماني‌ها و گسترش قلمرو دريايي خود در خليج فارس سبب گرديد تا اين شهر بار ديگر مورد توجه خاص قرار گيرد. نادرشاه با به كارگماردن يك تاجر انگليسي به نام «جان التون» بوشهر را به صورت يك مركز مهم كشتي سازي و پادگان نظامي درآورد. بنا به گزارش هلندي‌ها در زمان نادرشاه، ناوگاني با هشت تا ده هزار مرد در بوشهر مستقر بوده است، همچنين چندين كارخانه كشتي سازي نيز در اين شهر احداث گرديده بود. مورّخان و سيّاحان انگليسي كه چندين سال بعد به بوشهر سفر كرده‌اند، از چندين كشتي نيمه ساخته در اين شهر گزارش نموده‌اند، كه محصول كارخانه كشتي سازي نادرشاه افشار در بوشهر بوده است. با مرگ نادر در سال 1160 ق/ 1747 م سپاه عظيم دريايي او بين حاكم بوشهر و بندرعباس تقسيم شده «شيخ ناصر خان آل مذكور» كه در دوران نادر يكي از درياسالان وي بود، پس از مرگ شاه، كشتي‌ها و ناوگان مستقر در بوشهر را متصرّف شده، حكومت مقتدرانه‌اي براي خود در بوشهر تدارك ديد. فسايي در فارس نامة ناصري در اين خصوص مي‌گويد: «شيخ ناصرخان، ناخداباشي كشتي‌هاي نادرشاهي در درياي فارس، پسر شيخ مذكور ابومهيري از اعراب بر [(ساحل)] نجد، طرح شهر بوشهر را ريخت، در جانب جنوبي، حصاري كشيد و سه جانب ديگرش را دريا قرار داد و در سال 1150 و اند آبادي ريشهر را نقل به بندر بوشهر نمود...» بعد از فوت او فرزندش «شيخ نصرخان» در سال 1182 ق/ 1768 م حكمران بوشهر گرديد. در زمان او و پدرش كه از اعراب نجد بودند بوشهر رو به عمران و آبادي گذاشت و روابط تجاري گسترده‌اي با هلندي‌ها و انگليسي‌ها برقرار گرديد. با ظهور كريم خان زند (سلطنت 1193-1171 ق/ 1779-1757 م) و پايان دورة هرج و مرج ناشي از مرگ نادرشاه، بوشهر وارد مرحلة تازه‌اي شد. در سال 1177 ق/1763 م انگليسي‌ها با حمايت شيخ نصرخان قرارداد معروفي با كريم خان زند و حكمران بوشهر منعقد كردند كه در واقع سنگ بناي حضور نظامي استعماري انگلستان در جنوب ايران و خليج فارس بود و چنانكه «دكتر امين» مي‌نويسد؛ انگليسي‌ها تا آن تاريخ هرگز چنين امتيازي را در خليج فارس به دست نياورده بودند. پس از مرگ كريم خان زند و نزاع و كشمكش بين بازماندگان وي بر سر قدرت، آقا محمّد خان قاجار به قدرت رسيد. در دوران قاجار، بوشهر نه تنها اهميّت خود را از دست نداد، بلكه به صورت يكي از مراكز بسيار مهم تجاري، فرهنگي و سياسي درآمد. بوشهر در دورة قاجار شهري بود كه اكثر دولت‌هاي بزرگ دنيا در آن دفتر نمايندگي و كنسولگري داشتند، تجّار بزرگ در آنجا فعاليّت تجاري انجام مي‌دادند و دروازة جنوبي ايران براي تبادل افكار و مناسبات فرهنگي بود. بوشهر در تحوّلات دو قرن اخير داراي نقش خاصّي بوده و در سه نوبت مورد هجوم نيروهاي انگليسي قرار گرفته است كه از جمله معروف‌ترين اين تهاجمات، ماجراي لشكركشي‌ها انگلستان به اين بندر در سال‌هاي 1253 ق/ 1837 و 1273 ق/ 1856 م مي‌باشد. در لشكركشي دوم، باقرخان تنگستاني به همراه فرزندش احمدخان در قلعة ريشهر مقاومت سرسختانه‌اي در مقابل سپاه متجاوز انگليس را از خود نشان داد. بندر بوشهر تا اواخر دورة قاجاريه و پيش از كشيده شدن راه آهن سرتاسري، مركز عمده تجارت و يگانه بندر در طول تاريخ معاصر، همواره مورد تركتازي استعمارگر پير (بريتانيا) قرار گرفته چون از این نظر فقط منافع بريتانيا در خليج فارس، اهميّت زيادي براي آن كشور داشته، لذا سعي دولت انگليس بر اين بوده است كه اين ناحيه را دستاويز خود قرار داده و از آن بهره‌برداري سياسي كند. روي همين اصل است كه مي‌بينم بوشهر را ابتدا در سال 1273 ه.ق (1235 ه.ش) متصرف مي‌شود و بعد آن را پس مي‌دهد و در عوض، به موجب معاهده صلح پاريس (1273 ه. ق مطابق با 1857 م) افغانستان را به دست مي‌آورد و به آرزوي ديرينة خود كه جدايي افغانستان از ايران و استقلال آن بود، مي‌رسد. در سال‌هاي 1907 و پس از آن 1915 ميلادي كه ايران دوپاره مي‌شود باز اين ناحيه را همراه با ديگر متصرفات سهميه‌اي از آن خود مي‌كند. در جريان جنگ يكم جهاني و در طول سال‌هاي 1915، 1916 و 1917 م، به طور مداوم بوشهر را تهديد به حمله نظامي تاراج مي‌كند و در همان تاريخ است كه با فيزش ميهني و مذهبي مردم جنوب به قيادت شهيد رئيس علي دلواري و پايداري سرسختانه آنها روبرو مي‌شود و هر بسيار را به خود راه مي‌دهد. باز، در واقع جنگ دوم جهاني نيز بيكار نمي‌نشيند و اين منطقه را از نظر دور نمي‌دارد. بوشهر از ديدگاه فرهنگي، يكي از قديمي‌ترين مراكز علم و تمدّن كشور محسوب مي‌شود، «دليسي اوليري»، شرق شناسي انگليسي در دو كتاب برجستة خود در مورد تاريخ ادبيات سرياني و انتقال علوم و فرهنگ يوناني به عالم اسلام از سه دانشگاه مهم در ايران ياد مي‌كند كه معروف‌ترين آنها جندي شاپور ر خوزستان و بعد از آن دانشگاه يا مدرسه ريواردشير، واقع در ريشهر (محلّه‌اي در بوشهر كنوني) ياد مي‌كند كه سيستم آموزش و پرورش آن مانند مدرسة اسكندريه در مصر بوده كه آخريه مدرسه يوناني و مربوط به پائيز تمدّن يونان محسوب مي‌شود و سومين دانشگاه در«شنيز» در كنار خليج فارس- واقع در بندر ديلم كنوني، در انتهاي جنوبي استان بوشهر بوده است. در دورة معاصر، دبيرستان سعادت بوشهر كه در سال 1278 (ه.ش) تأسيس شده است، بعد از دارالفنون از قديمي‌ترين مدارس ايران محسوب مي‌شود. هم اكنون در بخش تحصيلات عاليه، علاوه بر دانشگاه‌ آزاد اسلامي (نخستين دانشگاه بعد از انقلاب اسلامي در بوشهر)، دانشگاه‌هاي دولتي خليج فارس، علوم پزشكي، پيام نور، جامع علمي كاربرد، چند مركز عمدة آموزش عالي ديگر (مديريت دولتي، شيلات و كشتيراني و ...) در بوشهر مشغول فعاليت‌اند و از اين جهت بوشهر يكي از مراكز عمدة تحصيلات دانشگاهي در جنوب كشور محسوب مي‌شود.

 مطلب اختصاصی  برداشت مطلب فقط با ذکر نام بوشهری دانشنامه استان بوشهر و آدرس  www.bushehri.ir   آزاد است. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت توسط علی امیری |

دوران قبل از اسلام بوشهر :  در عهد عيلامي‌ها يكي از مراكز مهمّ فرهنگي و تجاري به شمار مي‌رفته، و شهر تاريخي ليان، پل ارتباطي عيلاميان با نواحي اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا بوده است.

 پادشاهان معروف عيلامي در دوران طلايي تمدّن عيلام، بناهايي همچون معابد و بناهاي مذهبي چندي احداث نموده بودند. از جمله اين بناها مي‌توان به معبد «كيريروي شه»، «ايزد بانوني تمدّن عيلامي» در منطقه «دستك Dastak» و «سرتل Sare-tol» امروز اشاره كرد. در دوران ماد و هخامنشي، تمدّن بوشهر به حيات خود ادامه داد و به خصوص در زمان هخامنشيان، پادشاهان اين سلسله كاخ‌ها و معابد چندي در نواحي توج (توز) و برازجان بنا نمودند كه از جمله به بقاياي كاخ زيبا و مجلل هخامنشيان درتااكه (=برازجان) و «تل مر» مربوط به دورة هخامنشي مي‌توان اشاره نمود كه ويرانه‌هاي آن اكنون باقي مانده است. در زمان سلوكيان بوشهر مورد توجه يونانيان قرار گرفت، يونانيان اين شهر را «مزاميريا» ناميده‌اند، واژة مذكور در سفرنامة نيارخوس آمده و منظور از آن شبه جزيرة بوشهر بوده است. براساس پژوهش‌هاي گيرشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوي، سلوكي‌ها در كناره‌هاي خليج فارس و بوشهر كنوني شهري به نام انطاكيه بنا كردند كه مدّت‌ها از رونق و آبادي ويژه‌اي برخوردار بود. گيرشمن در اين باره مي‌گويد:«سلوكيان كمتر از نه شهر در ساحل خليج فارس بنا كردند و از آن جمله است انطاكيه در پارس- بوشهر امروزي- كه جاشين شهر عيلامي گرديد.» در زمان ساسانيان بوشهر همچنان مورد توجه و عنايت ويژه‌اي بوده است در كارنامه اردشير بابكان بوشهر قديم را به رشرح زير «بوخت اردشير» ناميده‌اند. «چونش دريا به چشم بديد [اردشير بابكان] اندر يزدان سپاسداري انگارد و بد آنجا روستايي را بوخت اردشير [(محل آزادي اردشير)] نام نهاد.» بعدها در زمان ساسانيان اين شهر «ريوراد شير» نام گرفت. و يكي از مراكز علمي، فرهنگي ايران در زمان ساسانيان محسوب مي‌شد، لذا گروهي از نويسندگان در اين شهر (ريشهر) گرد هم آمدند و با خطّي ابداعي به نام «گشتگ» علوم طبّ و نجوم و فلسفه را ثبت و ضبط مي‌كردند به نحوي كه از شهرت زيادي برخوردار شده و تحت نام «گشتگ دفترانگ» در سلسلة طبقات اداري عصر ساساني مورد توجّه خاص بوده‌اند. ساسانيان همواره ريواردشير را به عنوان بندري تجاري، فرهنگي و نظامي مورد توجّه خاصّي قرار داده‌اند و در اين شهر كه بعدها به «ريشهر Reishehr» تغيير نام يافت قلعه نظامي مستحكمي بنا نمودند اين قلعه نظامي كه داراي برج و باروهاي بلندي بود و يك طرف مشرف به دريا و سه طرف آن داراي خندق‌هاي عظيمي بوده كه به هنگام حملة احتمالي دشمن و يا بروز هرگونه خطري، مالامال از آب دريا مي‌شده است، همچنين نقب‌ها و تونل‌هاي زيرزميني چندي به طول 5 تا 7 كيلومتر در زيرزمين حفر شده بود كه قطر اين تونل‌ها به اندازة يك اسب سوار بوده است. هم اكنون ويرانه‌هاي قلعة ريشهر در منطقة ريشهر كنوني وجود دارد و نقب‌هاي آن نيز منطقة تل پي تل قابل مشاهده است.

 مطلب اختصاصی  برداشت مطلب فقط با ذکر نام بوشهری دانشنامه استان بوشهر و آدرس  www.bushehri.ir   آزاد است. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت توسط علی امیری |

دريا بندري كه «بوشهر» نام گرفته و در روزگاران رفته، آخرين نقطه تمدن و دولت عیلام را تشكيل مي‌داده است، به صورت شبه جزيره كوچكي است که، در ساحل خليج فارس قرار گرفته و فقط از نيمه ناحيه شرقي با خشكي ارتباط دارد، و جهات ديگر آن را آب فرا گرفته است.

استان بوشهر و شهر بوشهر يكي از نقاط قديمي و كهنسال در تاريخ تمدّن ايران زمين است كه داراي قدمتي چند هزار ساله است. براساس كشفيات باستان شناسي و آثار به دست آمده از اين ناحيه معلوم شده است كه قدمت بوشهر به سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح (ع) يعني در حدود پنج هزار سال مي‌رسد.

محمّد تقي مصطفوي در كتاب «آثار باستاني در خليج فارس» در خصوص بوشهر مي‌گويد:«بوشهر كه يكي از مهم‌ترين آثار باستاني خليج فارس است و ويرانه‌هاي ريشهر قديم و آثار باستاني ديگر و شهر كنوني بندر بوشهر را در بردارد».

اين در حالي است كه هنوز تحقيقات دقيق و كاوش‌هاي مفصّلي در ناحيه بوشهر و ريشهر قديم صورت نگرفته است و شايد اگر كاوش‌‌هاي دقيق باستان شناسي در منطقه بوشهر انجام شود قدمت بوشهر به زمان عيلامي‌ها برمي‌گردد. مطابق خشت نوشته‌هاي عصر عيلامي كه در سال 1332 ق/ 1913 م از طرف هيأت باستان‌شناسي فرانسوي در محلّي به نام «تل پي تل» كه به معني تپّه‌اي در كنار تپّه‌اي است در جنوب محلّه امام زاده بوشهر بر اثر خاك برداري و به طور اتّفاقي به دست آمده معلوم شد كه معبد خداي بزرگ عيلامي يعني «شوشيناك» در اين منطقه قرار داشته است. همچنين براساس نوشته‌هايي كه از روي خشت‌هاي خام و پخته به دست آمده نام قديمي اين منطقه آشكار شده است، گويا در آن زمان اين منطقه را «ليان» مي‌گفته‌اند. ليان نامي عيلامي است به معني آفتاب درخشان يا سرزمين آفتاب درخشان كه در حقيقت براي اين سرزمين گرم  آفتابي، نامي بسيار مناسب است.

پرفسور آندرياس آلماني در سال 1290 ق/ 1872 م  «پيزارد» عتيقه شناس فرانسوي در سال 1333 ق/ 1914 م در خرابه‌هاي ريشهر اكتشافات مهمّي نمودند كه از جمله چند مجّسمه فلزي، سكّه‌هاي قديمي و چند لوحه سنگي به خطّ ميخي و چند خمره استخوان مردگان كه تاريخ فوت بعضي از آنها در حدود هزار سال پيش بوده و هم اكنون بعضي از آن آثار در موزة لوور فرانسه نگهداري مي‌شود.

 مطلب اختصاصی  برداشت مطلب فقط با ذکر نام بوشهری دانشنامه استان بوشهر و آدرس  www.bushehri.ir   آزاد است. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت توسط علی امیری |