تبليغاتX
بوشهری
خدایا  عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.
خدایا به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن.
خدایا رشد عقلی و عملی، مرا از فضیلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد.
خدایا  خود خواهی را چنان در من بکش که خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا  مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم.
خدایا مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای ستیز مصونم دار تا در خلوت عُزلت نپوسم .
خدایا به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، خوبی بی نمود، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، ودوست داشتن بی آنکه دوست بدارند، روزی کن.
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.
خدایا  این کلام مقدسی را که به روسو الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که :«من دشمن تو و عقاید تو هستم، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم».
خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن.
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر.
خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست.
خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام  برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند.
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |

از يكي از خانهاي منطقه قائدرحمت لرستان روايت كرده اند كه براي حل و فصل يك مشكل طايفه اي در مجلسي سخن مي گفت. براي خودش مي دوخت و مي بريد، در انتهاي هر جمله از حضار مي پرسيد: حضرات اگر بي حساب مي گويم بگوئيد بي حساب است! اهل مجلس با سكوت سهمگين و بعضا سر تكان دادن هاي خود خان را به ادامه افاضاتش تشويق مي كردند. باز خان ادامه مي داد و هر طور دلش مي خواست قضايا را رفع و رجوع مي كرد و دوباره مي پرسيد: حضرات! كدخداها! مردم! اگر بي حساب مي گويم بگوئيد بي حساب است، باز سكوت بود و تاييد! همين طور تداوم يافت! اختلافات رفع و رجوع شد و حضرت خان از اين همه درايت و كارداني خودش متعجب شد! پس از ساعتها عرض فضل و افاضه! خان ختم جلسه را اعلام فرمود! و البته باز يادآوري كرد كه اگر بي حساب گفته ام بگوئيد! بالاخره شيخ پيري عمر خود را كرده و آب از سرش گذشته در حين اتمام جلسه گفت: جناب خان! در ميان اهل مجلس مردي نيست كه بگويد و گرنه همه حرفهايت بي حساب بود!
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |

خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب اتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته سوزان می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد... از فراز بام هاشان شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله  زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود. خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد
مهدی اخوان ثالث
... ياد اخوان بخير شايد اين روزها همين را باز ميسرود
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |

آن خس و خاشاک تویی           پست تر از خاک تویی

شور منم نور منم        عاشق رنجور منم

زور تویی کور تویی       هاله بی نور تویی

دلیر بی باک منم       مالک این خاک منم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |

برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر
بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، تجمع یا راهپیمایی کنید
قلم - مهندس میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای از مردم شریف ایران خواست برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر، روز پنج شنبه با نماد سوگواری در مساجد و تکایا اجتماع کنند یا به راهپیمایی مسالمت آمیز بپردازند.


به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
ملت شریف ایران
همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.
میرحسین موسوی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت توسط علی امیری |