تبليغاتX
بوشهری

۱-۷ شهریور

ديداري دوستانه با شما وعده ما چهاردهمين نمايشگاه بين المللي فرش  ايران _ تهران سالن هنرمندان

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

هر دم از این باغ ...

خبرنگار پارلماني" ايلنا"، شكرالله عطارزاده، نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلماني در خصوص ليست كابينه دولت احمدي نژاد گفت: آقايان دانشيار ،‌‏خوش چهره و سعيدلو گزينه‌‏هاي مطرح براي وزارت نفت بودند اما آخرين گزينه كه شب گذشته مطرح شدآقاي خوش‌‏چهره است كه اگر "استخاره" آقاي احمدي‌‏نژاد در مورد وزارت آقاي خوش چهره "خوب" در بيايد ايشان وزير نفت خواهد شد.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص ارتباط ميان استخاره و انتخاب اعضاي كابينه احمدي نژاد، تصريح كرد: هنگامي كه انسان در انجام كاري مي‌‏ماند و در بلاتكليفي به سر مي برد، بين دو گزينه خوب استخاره مي‌‏كند تا در نهايت يكي را انتخاب كند.
نماينده بوشهر افزود: با توجه به اهميتي كه آقاي احمدي‌‏نژادبه تحقق وعده‌‏هاي انتخاباتي‌‏اش مي‌‏دهد، تصميم دارد خودش فرماندهي اين وزارتخانه را برعهده داشته باشد، بنابراين فردي را مي خو‏اهد كه گوش بگير حرفهايش باشد و براساس سياست هاي ايشان اقدام كند.
نايب رييس كميسيون انرژي مجلس همچنين درخصوص سعيدلو گزينه مطرح براي وزارت نفت گفت: با توجه به اينكه آقاي سعيدلو با يك سري اما و اگرهاي نمايندگان مبني بر عدم تحقق برنامه‌‏هاي رييس جمهوري مواجه شد، ايشان براي اين سمت كنار گذاشته شدند.
عطارزاده در ادامه در خصوص گزينه مطرح براي وزارت كشور تصريح كرد: هيات هفت نفره‌‏اي كه از سوي جامعه روحانيت مبارز و آقاي مهدوي كني با آقاي احمدي نژاد ملاقات و رايزني كرده‌‏اند، سيدرضا تقوي را به عنوان وزير كشور معرفي كرده‌‏اند.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم تصريح كرد: استدلال جامعه روحانيت مبارز اين است كه با توجه به اينكه احكام 550 ائمه جمعه سراسر كشور را آقاي "تقوي" امضا كرده است و قاعدتا در استان‌‏ها بايد يك اتحاد نظر بين ائمه جمعه و استانداران باشد بر اين اساس تقوي گزينه مناسبي است.
وي افزود: به نظر مي‌‏رسد احمدي‌‏نژاد بر روي اين گزينه تامل بيشتري كند.
عطارزاده همچنين ادامه داد: با توجه به برخي مشكلاتي كه در خصوص روحاني بودن وزير كشور مطرح مي‌‏شود، ديدگاه روحانيت بر انتخاب يك فرد روحاني براي وزارت كشور است.
عطارزاده گفت: اگر يك روحاني مورد قبول مقام معظم رهبري در راس وزارت كشور قرار گيرد احتمال دارد ايشان جانشيني فرمانده نيروي انتظامي را به يك روحاني مورد قبول تفويض كنند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

دختري تنها بر پهنه‌اي سبز از دشت، آبي از دريا، سرخ از غروب و زرد از گندم‌زار. با سگي كه از گوشه‌اي دور نگهبان دخترك است. اين تمامي آن چيزي است كه بر گبه‌هاي دستباف ايراني نقش مي‌خورد. گبه و گليم بوشهر گذشته از جنبه هنري‌اش يك كالاي تجاري نيز محسوب مي‌شود. سرتاسر بوشهر پر است از هنرمنداني كه عمري را در كارگاه‌هاي گبه‌بافي صرف مي‌كنند تا به قيمت پينه هاي دست و بي‌فروغي چشم گبه‌هايي ببافند كه به وسيله واسطه‌ها تا فرنگستان مي‌رود.
اروپا اصلي‌ترين بازار هدف گبه‌ها و گليم‌هاي بوشهر است و در اين ميان از همه بيشتر ساكنان آلمان ،كشور تناقض‌هاي فلسفي از ماركس تا فيخته، به هنر سنتي مردماني در خاور نزديك اقبال نشان مي‌دهند.
به گفته رييس سازمان صنايع‌دستي استان بوشهر سفال‌گري، معرق‌كاري، ساخت محصولات صدفي، حصيربافي و هنرهاي چوبي كه بيشتر در ساخت ماكت‌هاي كوچك لنج‌هاي بزرگي كه نماد نان و آباداني مردم ساحل‌نشين است، نمود دارد، در كنار گبه‌بافي و گليم‌بافي جاي مهمي را در فهرست صنايع‌دستي شاخص استان بوشهر به خود اختصاص مي‌دهد. >>>ادامه مطلب در پایگاه علمی پژوهشی فرش ایران>>>

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

000144.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

 

نسخه هاي خطي و اسناد بنياد ايران‌شناسي بوشهر به دليل مشكلات حفاظتي و مرمتي در حال نابودي است و هر سال تعداد زيادي از آن به دريا ريخته مي شود.
اين اسناد كه بيشتر توسط مجموعه داران خصوصي به بنياد اهدا شده بر اثر نگهداري در شرايط نامطلوب به خطر افتاده اند، چراكه كمبود بودجه و بالا بودن هزينه هاي لازم، اجازه مرمت و حفاظت مناسب را نمي دهد.
ماه گذشته مدير اين بنياد براي چاره جويي از كارشناسان مرمت كاغذ پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار دعوت كرد تا از اين اسناد ديدن كنند.
فروغ كاسب سرپرست گروه حفاظت و مرمت آثار كاغذ در اين باره گفت: «ماه گذشته بازديدي از بنياد ايران شناسي بوشهر داشتيم. آثاري كه در اين مركز نگهداري مي شود، به سرعت بايد تحت حفاظت قرار بگيرند. بسياري از نسخه هاي خطي و اسنادي كه در اين بنياد نگهداري مي شوند در سال هاي اخير آسيب هاي جدي ديده و در خطر خوردگي قرار گرفته اند. توصيه ما به مدير بنياد اين بود كه براي حفاظت از آثار، كارگاهي در بنياد ايران شناسي بوشهر تشكيل شود تا به وضعيت آثار رسيدگي كند. اما به نظر مي آيد به دليل مشكلات مالي امكان چنين فعاليتي وجود نداشته باشد.»
كاسب ادامه داد: «پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار نيز فقط مي تواند در مشاوره و معرفي نيروي انساني مجرب با اين بنياد همكاري كند. اما در صورتي كه اين بنياد بتواند كارگاهي راه اندازي كند پژوهشكده در امر آموزش و بررسي آسيب ها همكاري مي كند.»
در مركز اسناد بنياد ايران شناسي بوشهر، تعداد زيادي اسناد تجاري مهم و دست اول نگهداري مي شود كه از اهميت زيادي برخوردار است.
كاسب درباره وضعيت نگهداري اين اسناد گفت: «رطوبت بالا و وجود موريانه‌ها، اين اسناد را به شدت تهديد مي‌كند. به گفته دكتر مشايخي، رييس بنياد ايران شناسي بوشهر، متاسفانه به دليل عدم وجود امكانات و نيروي متخصص در استان، اين مركز نمي‌تواند به‌طور مطلوب پاسخگوي نيازهاي حفاظتي و مرمتي اسناد موجود در كتابخانه‌ها و مجموعه‌هاي شخصي و دولتي باشد. به همين خاطر سالانه تعداد بسياري از اين اسناد و مدارك با ارزش، به دريا ريخته مي‌شود.»

منبع میراث خبر

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

با ارائه فهرست اوليه کابينه پيشنهادي محمود احمدي نژاد به مجلس ، بررسي کابينه پيشنهادي رئيس جمهور منتخب از سوي کميسيون هاي تخصصي مجلس آغاز شد.
گفتني است ، «جام جم» روز گذشته در گزارشي از ارائه اين فهرست به مجلس و نام افراد پيشنهادي براي تشکيل کابينه دولت نهم خبر داده بود. به گزارش خبرگزاري فارس ، فهرست کامل ارائه شده به مجلس به اين شرح است:
1- وزارت اطلاعات : مصطفي پورمحمدي ، ابراهيم رئيسي ، غلامرضا محسني اژه اي
2- وزارت امور خارجه : علي لاريجاني ، منوچهر متکي ، علي اکبر صالحي ، علائ الدين بروجردي
3- وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح : محمد باقر ذوالقدر ، احمديان ، وحيد دستجردي
4- وزارت کشور : محمد جهرمي ، پورمحمدي ، محمد حسن ابوترابي ، تابش
5- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي : حسين صفارهرندي ، حسين محمدي
6- وزارت علوم و فناوري اطلاعات : کبکانيان ، سقائيان نژاد ، زاهدي ، سليماني
7- وزارت آموزش و پرورش : حميدرضا حاجي بابايي ، چيني فروشان ، سقائيان نژاد
8- وزارت دادگستري : جمال کريمي راد ، ابراهيم رئيسي ، بختياري ، محمد نيازي
9- وزارت صنايع و معادن : طهماسبي ، منطقي ، سجادي ، مددي
10- وزارت جهاد کشاورزي : حسين صفايي ، خداکرم جلالي ، بشارتي ، اسکندري
11- وزارت نفت : حسين نجابت ، بهشتيان ، نعمت زاده ، دانشيار
12- وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي : مرضيه وحيد دستجردي ، باقر لاريجاني ، کاظمي ، مسعود خاتمي ، علمداري
13- وزارت تعاون : علي احمدي ، ده مرده ، محمد جواد ايرواني
14- وزارت نيرو : سقائيان نژاد ، چيت چيان ، زرگر ، شاطرزاده
15- وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات : کهزادي ، انتظاري ، سليماني
16- وزارت کار و امور اجتماعي : ده مرده ، محمد جهرمي
17- وزارت راه و ترابري : علي آبادي ، نوريان ، مدد
18- وزارت مسکن و شهرسازي : سعيدي کيا، تابش ، تفضلي
19- وزارت رفاه و تامين اجتماعي : واعظ مهدوي ، کاظمي ، ده مرده
20- وزارت بازرگاني : علي سعيدلو ، خالدي
21- وزارت امور اقتصادي و دارايي : داوود دانش جعفري
فرهاد رهبر يک عضو شوراي مرکزي فراکسيون اکثريت مجلس گفت : با وجود ارائه اين فهرست از سوي احمدي نژاد ، احتمال بروز تغييراتي در برخي گزينه ها و اسامي اعلام شده وجود دارد.
وي افزود: در صورتي که برخي گزينه ها مورد قبول اکثريت نمايندگان نباشد ممکن است رئيس جمهور منتخب در تعامل با مجلس براي آنها گزينه هاي ديگري در نظر گيرد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

 

اشاره:

درباره خليج فارس تاكنون كتابهاي زيادي به زبانهاي فارسي و غيرفارسي به رشته تحرير درآمده است كه خود، نشان دهنده اهميت و ارزش وافر و بي‌بديل اين خطه از ميهن اسلامي ما در تكريم و ترويج فرهنگ بوده و خواهد بود. در اين مقاله براي تنوير اذهان مجامع و كساني كه به تشكيك در پارسي بودن و ماندن اين گوهر هميشه نور افشان مي‌پردازند، تاريخ را لختي ورق مي‌زنيم تا بي‌وساطت تعصب و تلون‏، حقايق خود به جلوه آيند و سخن گويند.

بيشترين و بهترين كتابهايي كه درباره خليج فارس نوشته شده و مستند به مآخذ و منابع كتب جغرافيايي و تاريخي است، به قرون اوليه اسلامي بازمي‌گردد. كتب منابع براي مطالعه مسائل و تحقيقات درباره خليج فارس را مي‌توان در شش گروه تقسيم‌بندي كرد:

 

الف) منابع در علوم جغرافيايي (مانند جغرافياي طبيعي و سفرنامه‌ها)

در صدر كتابهاي مربوط به علوم جغرافيايي كه اصطلاحاً «مسالك» ناميده مي‌شوند، بايد از كتابهاي

جغرافيانگاران مشهور قرون اوليه اسلامي (بلدانيين) نام برد. در ميان كتب مسالك، جغرافيانويساني چون ابن ‌خردادبه، قدامه، يعقوبي، ابن ‌رسته، ابن فقيه (كه اين هر چهار تن كتابهاي خود را در قرن سوم هجري نگاشته‌اند) ديده مي‌شوند. همچنين مي‌توان به افراد و آثار زير اشاره كرد كه هريك در اين قلمرو چه بسيار مطالعه و تفحص و تتبع داشته‌اند؛ ‌مانند: مسعودي، اصطخري، ابن حوقل، مقدسي (در قرن چهارم هجري)، كتاب حدودالعالم من

المشرق المغرب (كه مؤلف آن نامعلوم و اصل كتاب در قرن چهارم هجري نوشته شده است)، سفرنامه ارزشمند ناصرخسرو (در قرن پنجم هجري)، آثار و رسايل ادريسي و ابن جبير (درقرن ششم)، ياقوت و قزويني (قرن هفتم)، كتاب مراصد الاطلاع (آخرين سالهاي قرن هفتم)، ابوالفداء، مستوفي

و ابن بطوطه (قرن هشتم هجري)، حافظ ابرو و شرف‌الدين علي يزدي (قرن نهم)، ابوالغازي و كتاب جهان‌نما (قرن يازدهم). در اين ميان اما كتاب «مسالك و ممالك» اصطخري و كتاب «احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» مقدسي و كتاب «صوره الارض» ابن حوقل در خصوص درياي پارس سخن به ظرافت و دقت بيشتري گفته‌اند كه همچنان دربردارندة ارزشهاي بسيار مهمي در اين زمينه است. نيز در اين ميان مي‌توان به «فارس‌نامه» ابن بلخي اشاره كرد كه در خصوص درياي پارس سخنان ذي‌قيمتي را ارايه مي‌دهد.

بي‌شك، كتابهاي ياقوت و مسعودي و قزويني در اين زمينه اهميت شايان‌ توجه‌تري دارند؛ بخصوص

مسعودي كه به نقل از مسافران آن دريا، مطالب بااهميتي را بيان مي‌دارد. مسافراني كه جملگي با عنوان پارس از اين خطه قهرمان‌پرور نامي، سخن مي‌گويند. ادريسي و قزويني و كساني ديگر هم مطالب اساسي در اين خصوص و نقشه‌ها (خريطه‌ها) به يادگار گذاشته‌اند. همچنين در كتابهاي سرياني و يوناني هم، همه جا از درياي پارس گفتگو شده است كه مي‌توان به «تاريخ طبيعي پليني» و «جغرافياي استرابو» اشاره كرد كه همه جا با عنوان پرسه و پارسه از اين دريا سخن گفته‌اند.

 

ب) منابع در علوم تاريخي (مانند جغرافياي تاريخي، تاريخ و باستان‌شناسي)

در كتابهاي يونان باستان مانند «تواريخ هرودوت» و سفرنامه‌هايي كه همراهان و حاميان اسكندر مقدوني نوشته‌اند و كتابهايي كه مورخان يوناني پيرامون هخامنشيان و مادها نوشته‌اند، همه جا به درياي پارس اشاره كرده‌اند و حتي در معرفي سرزمين ايران پيوسته به اين قبيل تعابير برمي‌خوريم؛ از جمله اينكه «سرزمين پارس بر كرانة درياي پارس است»، «اوكسين‌ها طايفه‌هايي در كرانه درياي پارس بودند»، «اسكندر تمايل بسيار داشت كه عربستان

را از مسير درياي پارس فتح كند»، «تراژان سردار بزرگ رومي به كرانة آبهاي خليج پارس آمد»، به فرمان داريوش سيلاكس كارياندي يوناني مشغول مطالعه آبهاي درياي پارس شد؛ ‌و... مطالب بسياري از اين دست كه همه و همه مبين نام پارس بر اين دريا بوده است. سفرنامه «نئاركوس» سردار دريايي اسكندر و سفرنامه‌هاي مسافران چيني به درياي پارس به طور مشخص و راسخ اشاره دارد.

در تواريخ دوره‌هاي سلوكي و اشكاني و به ويژه ساساني، به انبوهي از مطالب برمي‌خوريم كه به درياي پارس اشارت و دلالت دارد. افزون بر اين مي‌توان به كتابهاي ارزشمندي به قرار زير اشاره داشت كه تماماً از پارس، درياي پارس و سرزمين‌هاي مجاور درياي پارس سخن به ميان آورده‌اند؛ ‌مانند:‌

فتوح البلدان (بلاذري)، تاريخ يعقوبي و تجارت الامم (ابن مسكويه رازي)، تاريخ حمزه (اصفهاني)، تاريخ طبري، غرر ملوك فرس (ثعالبي)، سفرنامه ابودلف، روضه الصفاء (ميرخواند)، حبيب السير (خواندمير)، تاريخ ابن خلدون و«رجال» ابن خلكان.

همچنين از دورة سلجوقي كتابي بسيار مهم و معتبر درباره خليج فارس بر جاي مانده كه همانا «فارسنامه» ابن بلخي است كه يكي از مهمترين منابع مطالعاتي تاريخي دربارة پيشينة درياي فارس و سهم و نقش عمده و فزايندة ايرانيان در ايجاد حوزه‌هاي فرهنگي گرداگرد آن دارد. به موازات اين كتاب ارزشمند و تاريخي مي‌بايد از كتاب «تاريخ وصاف الحضره» (ابوعبدلله وصاف شيرازي) نام برد كه منبع تاريخي مهم درباره خليج هميشه فارس به شمار مي‌رود.

 

ج) منابع در دانش‌هاي دريايي (مانند كشتي‌راني، كشتي‌سازي، تجارت و محصولات دريايي)

در اين خصوص مطالب و موارد بسياري به رشتة تحرير و طبع درآمده است كه همگي بر واژة پارس به آبهاي  نيلگون جنوب كشور اسلامي‌مان تأكيد مؤكد دارند.

ـ سفرنامة سليمان تاجر سيرافي ـ سلسله التواريخ ـ كه از سفر بين سيراف (بندر طاهري نزديك بوشهر كنوني) تا اقيانوس هند و شرق آفريقا و خليج بنگاله و سيام و آسياي جنوب شرقي و درياي زرد و كشور چين سخن مي‌گويد؛ و البته از درياي پارس.

ـ تكمله كتاب سفرنامه سليمان سيرافي كه به وسيله ابوزيد حسن سيرافي نوشته شده است.

ـ كتاب «عجائب الهند، بحره، بره و جزائره» نوشته بزرگ پسر شهريار ناوخداي رامهرمزي.

ـ مطالب قابل ملاحظه و قابل استنادی که در دو کتاب مشهور مسعودی به نامهای «مروج الذهب و معادن الجوهر» همچنین کتاب «النبیه و الاشراف» ضبط شده است.

- مطالب گوناگونی که در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی وجود دارد.

-  کتابهای برجای مانده ازسلیمان المهری که عمده‌ترین آنها عبارتند از «العمده المهریه فی ضبط العلوم البحریه»،« المنهاج الفاخر فی علم البحر الزاخر«، «قلاده الشموس»، «تحفه الفحول» و «شرح تحفه الفحول».

- کتاب «الفوائد فی اصول العلم البحر و القواعد» تألیف شهاب‌الدین احمد بن ماجد جلفاری کنگی بندر لنگه‌ای و کتابهای دیگر این مؤلف که دربارة دریانوردی در آبهای گوناگون جهان است. او در این کتابها پیوسته از خلیج فارس نام می‌برد.

-  کتاب «صوره الارض من المدن و الجبال و البحار و الجزائر و النهار» تالیف. دانشمند برجستة ایرانی محمد موسی خوارزمی که بر اساس جغرافیای بطلمیوس نوشته شده است و «هانس فون نریک» به سال

1926در وین به چاپ رسانده است. این کتاب که حاوی اطلاعات مبسوطی درباره علوم دریایی و دریانوردی است، در همه جا از خلیج فارس به همین عنوان نام برده است.

- کتاب«نخبه الدهر فی عجائب البحر و البر» تألیف محمد بن ابی طالب الانصاری الدمشقی «نیز مطالب پراکنده و قابل استنادی درباره خلیج فارس ارائه می‌دهد.

- کتاب «العمل بالاسطرلاب» تألیف عبدالرحمن بن عمر رازی معروف به صوفی نیز همه جا از دریای پارس  سخن به میان کشیده است.

نام خليج فارس در نقشه‌هاي تاريخي همیشه مشخص، پرفروغ و نام‌آور بوده است؛ از جمله قديمي‌ترين لوحه‌ها و نقشه‌هاي ترسيمي كشف شده به مصريها و بابليها منصوب شده‌اند .

سپس يوناني‌ها و رومي‌ها اين حرفه را توسعه داده‌اند و بويژه بطليموس 168 م و استرابون 64 ق. م در اين حرفه كوشا بوده‌اند. در دورة عباسيان كه دانشمندان و مديران ايراني بر امور خلافت تسلط داشتند، به دستور مأمون 833 - 814 م ترجمه آثار يوناني شروع شد و نقشه‌اي از جهان تهيه گرديد؛ خوارزمي 821 ، استخري 925، ابن حوقل 977، 1165 ادريسي حمودي (82 نقشه در كتاب نزهه المشتاق) نقشه‌هايي از ديار عرب، بلاد فارس، بحر فارس و روم و شام ترسيم كردند كه پايه و اساس نقشه‌هاي قرون بعدي توسط اروپائيان گرديد. در تمام اين نقشه‌ها، خليج

فارس نام خود را تحت عنوان بحر فارس حفط كرده است.

هم اكنون صدها نقشة دستي باارزش در موزه‌هاي جهان نگهداري مي‌شود كه نام خليج فارس و بحر فارس را به همراه دارند كه از قضا تعدادي از آنها نيز در موزه‌هاي كشورهاي عربي است. حداقل حدود 3000 نقشه و اطلس در جهان نام خليج فارس را ثبت نموده‌اند. در كشورهاي عربي 5  اطلس مانند1- اطلس عراق در نقشه‌هاي قديمي 2- اطلس خليج فارسي در طول قرون 3- اطلس نقشه‌هاي تاريخي خليج 4- اطلس ريشه‌هاي كويت 5- اطلس كويت در نقشه‌هاي قديم، چاپ شده كه 500 نقشه با نام خليج فارس دارند. البته در خليج فارس خليج‌هاي كوچك‌تري با نام‌هاي محلي وجود دارد؛ مانند خليج قطيف، خليج بحرين، خليج بصره، خليج كويت و…كه نام آنها كاربرد محلي دارد، ولي بر كل خليج همواره فقط كلمه فارس اطلاق شده است. از ميان حدود يك هزار نقشه تاريخي مربوط به قرون گذشته تا سالهاي 1890 كه در همة آنها خليج فارس ثبت شده، فقط سه نقشة کم‌ارزش از حیث علمی با نام‌هاي خليج بصره، خليج قطيف و خليج عربي از اين منطقه نام برده‌اندكه اين سه نام مربوط به خليج‌هاي كوچكي در بحرين و كويت است.

در خليج بزرگ فارس دهها خليج كوچكتر مانند، بصره، بحرين، قطيف، چابهار، سيراف و … وجود دارد كه هنوز هم اين نامها كاربرد محلي خود را دارد.

اما در عين حال در اصالت و صحت اين سه نقشه كه عربها از آن استفاده‌هاي تبليغاتي زيادي برده و آنرا روي جلد بسياري از كتبي كه تاكنون در مورد خليج چاپ شده ترسيم كرده اند، به شدت ترديد وجود دارد. شبه‌اسنادی که در مقابل حدود 2000 هزار نقشه تاريخي و بيشتر از 200 كتاب مربوط به مورخين و سياحان از ايراستوس و هردوت تا استخري و ابن حوقل كه همگي نام خليج فارس را بر زبان رانده‌اند، يك كتاب و يك نقشه فاقد ارزش علمي است و آنرا به عنوان خطا، به دور مي‌اندازند، كما اينكه در مورد درياي خزر نيز به طور انگشت‌شماري مورخين قديمي درياي فارس و درياي عجم به كار برده‌اند، ولي به دليل اينكه اكثريت مورخين عرب، اروپائي و ترك آنرا درياي قزوين، كاسپين و خزر ثبت كرده‌اند در علم كارتوگرافي اين سه نام را نامهاي اصيل مي‌دانند و اسامي ديگر را به رسميت نمي‌شناسند. باعث تأسف است که دشمنان نادان ما براي يك نقشه اين همه اهميت علمي قائل هستند، ولي چشم خود را بر روي بيشتر از يك هزار نقشه ديگر مي‌بندند؟ اين نشانگر آن است كه نگاه آنها به مسائل از ديد علمي و تاريخي نيست، بلكه نگاهي سياسي و مغرضانه دارند.

در تمامي نقشه‌ها و اطلس‌هاي مهم تاريخي، چه در قرون قبل و چه بعد از ميلاد و چه در دوره معاصر، شاهراه آبي جنوب ايران را با نام خليج فارس ثبت نموده‌اند. در كشورهاي غير عربي به ندرت و آنهم در اثر اشتباه و يا تطميع، بعضاً نام مجعول بكار مي‌رود، ولي هنوز علي‌رغم هزينة سنگين بعضي كشورهاي عربي، رسانه‌هاي گروهي معتبر جهان نام اصيل و تاريخي را حفظ نموده‌اند. در كشورهاي عربي نيز در كتب درسي و نقشه‌هاي رسمي همواره تا دهه 70 نام خليج فارس به كار برده شده است، مانند اطلس «العراق في الخوارط القديمه» دكتر احمد سوسه، المجمع العلمي العراقي، مطبعه المعارف، بغداد، 1959 كه مشتمل بر 40 نقشه از منابع عربي قرون وسطي با ذكر نام خليج فارس است. هنوز هم بسياري از نويسندگان بي‌طرف كه به زنجیر تطميع و تهدیدآلوده نمي‌شوند، اصالت اين نام را در نوشته‌هاي خود رعايت مي‌كنند.

-  در طول يك دهه گذشته كشورهاي عربي در مورد اثبات ادعاهاي ارضي خود نسبت به يكديگر نقشه‌هائي  تاريخي را در رسانه‌هاي گروهي خود منتشر و بعضاً به عنوان سند به ديوان بين‌المللي دادگستري تقديم نموده‌اند كه در آنها خليج فارس با همين نام توصيف شده است. از جمله در دعاوي ارضي

1- قطر و بحرين

2- در دعاوي عربستان و قطر

3- در دعاوي يمن و عمان

4- دولت كويت در سال 1992 كتابي را مشتمل بر 80 نقشه و سند تاريخي تحت عنوان «الكويت في الخراءط العالم» (كويت در نقشه‌هاي جهان) به چاپ رسانيده است كه در همه اين نقشه‌ها و اسناد تاريخي كه از اطلس‌هاي مختلف گردآوري شده است، نام خليج فارس وجود دارد.

5- در سال 1994 اطلسي در كويت تحت نام «الكويت قراءه في الخرايط التاريخيه» به همت عبدالله يوسف الغنيم به چاپ رسيده كه حاوي حدود 200 نقشه با نام خليج فارس است.

6- در كتاب ديگري به نام «ريشه‌هاي كويت» (اصول الكويت المنشور العام) كه در سال1991  در هلند به چاپ رسيده است، 15 نقشه تاريخي وجود دارد كه در همگي نام خليج فارس ثبت شده است. جالب اينكه يكي از مهمترين استنادات كويت كه در هر سه اطلس مذكور به چاپ رسيده است، نقشه 1762 كارستون نيبور دانماركي است. در نقشه مذكور تحت نام نقشه خليج فارس جزاير سه‌گانه با نام ايراني بومف و تنمب متعلق به ايران به ثبت رسيده است .

7-  اطلس «العراق في الخوارط القديمه» چاپ 1959كه مشتمل بر 39 نفشه از منابع تاريخي عربي با ذكر نام خليج فارس است.

8-  كتاب الخليج الفارسي عبر التاريخ و القرون نوشته محمد ميرزا (چاپ مكتبه النهضه، قاهره 1976) كه مشتمل بر 52 نقشه از منابع عربي است با ذكر نام خليج و بحر فارس روبرو می‌شویم.

9- در كتاب اطلس تاريخ اسلام كه در آمريكا و كشورهاي عربي به ويژه مصر در سال‌هاي 1951 و 1955 چندين بار تجديد چاپ شده است، 16 نقشه وجود دارد كه در همة آنها نام خليج فارس براي آبهاي جنوب ايران بكار رفته است.

10- سلطان بن محمد القاسمي، حاكم شارجه، در تلاش براي اثبات ادعاي واهي عربي بودن خليج فارس اقدام به تهيه و خريد نقشه‌هاي تاريخي متعلق به سالهاي 1478 تا 1931 نموده كه اگر چه نيت و انگيزة اولية گردآورنده اثبات ادعاهاي عربي بوده است، ولي در پايان كار دريافته است كه در كلكسيون نقشه‌هاي گردآوري شده كه حدود 350 نقشه مي‌باشد، در همگي خليج فارس با همين نام ثبت شده است.

از ميان حدود 6 هزار نقشه تاريخي مربوط به قرون گذشته تا سالهاي 1890 كه در همة آنها خليج فارس ثبت شده، فقط سه نقشه با نامهاي خليج بصره، خليج قطيف و خليج عربي از اين منطقه نام برده‌اندكه همه مي‌دانند كه در خليج بزرگ فارس دهها خليج كوچكتر مانند، بصره، بحرين، قطيف، چابهار، سيراف و … وجود دارد كه هنوز هم اين نامها كاربرد محلي خود را دارد. اما در عين حال در اصالت و صحت اين سه نقشه كه عربها از آن استفاده‌هاي تبليغاتي زيادي برده و آنرا روي جلد بسياري از كتبي كه تاكنون در مورد خليج چاپ شده ترسيم كرده‌اند، به شدت ترديد وجود دارد.

- در كتاب«الطا لس التاريخي للعالم الاسلامي في العصور الوسطي(» عبد المنعم ماجد. علي البنا. دار الفكر العربي 1986 مكتبه القاهره الكبري رمز 25400 ) حدود 16 نقشه از جمله نقشه‌هاي شماره 2-3-7-8-9-10-16 مربوط به خليج فارس با همين نام است.

-  در كتاب اطلس «انساب العرب للعالم الاسلامي(» چاپ 1994 مكتبه القاهره الكبري رمز 25400) حدود 10 نقشه با ذكر نام خليج فارس وجود دارد.

- كتاب«اعلام الجغرافيين العرب» نوشتة دكتر عبدالرحمن حميده (دارالفكر المعاصر، دمشق، سوريه 1995) مختصري از مطالب 150 سياح عرب و مسلمان و پنج نقشه تاريخي بر اساس مورخين صدر اسلام با ذكر نام خليج فارس دارد .

در تمام كتب و منابع دولتي كشورهاي عربي تا دهه 60 ميلادي همواره نام خليج فارس يگانه نامي است كه براي توصيف اين پهنه آبی بكار رفته است. از جمله مي توان به يكي از سرودهاي ملي مصر كه در آن جمله« حدودنا من خليج الفارسيه حتي بحر الابيض» آمده است، اشاره کرد و كتابهاي دیگری مانند:

کتاب انورالسادات با عنوان«طغيان رود نيل سال (1957)»؛ کتاب الحسن بن طلال وليعهد اردن هاشمي به نام «السعي نحو السلام»؛ كتاب «الاستعمار في الخليج الفارسي» و حتي فرهنگ لغتهاي معتبر عربي مانند < المنجد> و دايره المعارفهاي عربي مانند دايره المعارف

اقتصادي لبنان( 1972) و راهنماي دولتي عراق(  1936) كه همگي از آبراه جنوب ايران به نام خليج فارس نام برده‌اند. اما از صدها نمونة ديگر در ساير كشورها به موارد ذيل بسنده مي‌كنيم:

- در كتابخانة كنگرة آمريكا و كتابخانه آرگوسي نيويورك بيشتر از 200 نقشه تاريخي وجود دارد كه خليج فارس با نام اصلي در آنها ثبت شده است.

- در كتابخانه ملي بريتانيا (لندن)، كتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، مركز اسناد عمومي لندن و كتابخانة دانشكده مطالعات خاورشناسي لندن بيشتر از 300 نقشه دربردارندة نام خليج فارس وجود دارد.

- در اداره آرشيو ملي پرتغال، دهها سند مهم تاريخي به زبانهاي عربي، فارسي، تركي و پرتغالي در خصوص جزاير ايراني و خليج فارس وجود دارد. در ادارة آرشيو وزارت خارجه ايران، وزارت خارجه فرانسه، وزارت خارجه روسيه، وزارت خارجه پرتغال، وزارت خارجه هلند، هند، آلمان، اسپانيا و ژاپن و در بسياري از موزه‌ها، كتابخانه‌ها و حتي هتلها و يا آرشيوهاي خصوصي چه در كشورهاي عربي مانند مصر و چه كشورهاي غيرعربي، صدها نقشة تاريخي با نام خليج فارس وجود دارد. حتی در موزة كبير قاهره كه بر اساس يك لوحه سنگي عظيم، قبل از ميلاد ترسيم شده است و از سال 1903 در كنار اين لوح نصب است به نام خليج فارس برمی‌خوریم. جالب توجه آنکه مؤسسة يونسكو به عنوان ميراث بشريت به كتابي تحت عنوان  نوادر اشاره می‌کند که در سال 1995 بر اساس اسناد كتابخانة اسكندريه چاپ شده است. در این کتاب ارزشمند همه‌جا با نام زیبای خلیج فارس روبروهستیم.

- مؤسسه درياي شرق با كمك دولت كرة جنوبي نيز در سال 2002 كتابي حاوي 100 نقشه تاريخي برای اثبات دعاوي خود در مورد درياي ژاپن (شرق) منتشر ساخت كه در تمامي نقشه‌هائي كه جنوب ايران را دربرگرفته‌اند  (یعنی حدود 45 نقشه) نام خليج فارس ثبت گرديده است.

- در آلمان اطلسی تاريخي حاوي تصاوير نقشه‌هاي موجود در موزه‌ها و آرشيو اي خصوصي آلمان چاپ شده كه 15 مورد نقشه‌هاي جهان نام خليج فارس را در بر دارد.

- حدود 30 اطلس تاريخي مربوط به قرون گذشته خليج فارس را با همين نام ثبت كرده‌اند. از جمله: اطلس توماس هربرت 1628، اطلس پاريس دانشگاه لوساج 1863، اطلس آلمان 1861، اطلس پاريس انويلي 1760 و اطلس جغرافياي مدرن 1890 پاريس که داراي 10 نقشه با ذكر نام خليج فارس است. اين اطلس در مركز اسناد ملي مصر (دار الوثائق قومي) نگهداري مي‌شود و در نقشة شمارة 40 جزاير سه‌گانه با رنگ و متعلق به ايران ترسيم شده است. همچنین می‌توان از اطلس لندن 1873، اطلس ارنست امبروسيوس 1922، اطلس بيلفيلد 1899، اطلس

هارمسورث قرن 19 لندن  و ... در همین خصوص نام برد.

- دايره‌المعارف‌هاي بزرگ جهان مانند فرانسه، دايره‌المعارف بريتانيكا، دايره‌المعارف لاروسكا، امريكانا و ... تمام دايره‌المعارف‌هاي مشهور از قديم تاكنون خليج فارس را با همين واژه ثبت نموده‌اند.

منبع این مطلب باشگاه اندیشه

+ نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

 

روز ملي خليج فارس

با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روز ملي خليج فارس به تقويم ايران اضافه شد. در جلسه سه‌شنبه اين شورا كه به رياست حجت‌الاسلام ‌و المسلمين سيدمحمدخاتمي تشكيل شد، شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توجه به هدف قرار دادن هويت فرهنگي و تاريخي ملت ايران از سوي بيگانگان به خصوص برخي از كشورهاي همسايه و تلاش آنان جهت تحريف نام تاريخي خليج فارس، به پيشنهاد شوراي فرهنگ عمومي روز اخراج پرتغالي‌ها از تنگه هرمز را به عنوان روز ملي خليج فارس نامگذاري كرد.
در كتاب‌ها آمده، پس از حمله سپاهيان مغول به شهر هرمز قديم به دستور اياز، پانزدهمين پادشاه بندر هرمز كهنه و نخستين حاكم شهر جديد، اهالي با تمام دارايي خويش سوار بر كشي شدند و در ابتدا به جزيره دراز (قشم)، رفتند و بعد از اندك مدتي سرمايه و مايملك خود را به جزيره هرمز آوردند و تمام كشتي‌هاي داخلي و خارجي را به سواحل جزيره کشاندند و به ياد زادگاه خود نام جزيره را هرمز نو نام نهادند.
هرمز در مدت اندكي به چنان اشتهار و اعتباري رسيد كه شهرت جهاني يافت. تا جايي كه آلبوكرك پرتقالي معتقد بود كه تجارت دنيا در سه نقطه «مالاگا»، «عدن»‌ و «هرمز» قرار دارد و هر كسي اين سه نقطه را در اختيار داشته باشد بر بخش مهمي‌از تجارت دنياي آن روز حاكم خواهد بود.
او در سال 914 هجري قمري (1510 ميلادي) به زمان سلطنت شاه اسماعيل صفوي، با كشتي‌هاي فراوان وارد آب‌هاي خليج فارس شد و پس از نبردي سهمگين جزيره هرمز را اشغال كرد.
تا اين كه در 21 آوريل 1622، بالاخره با رشادت «امام قلي‌خان اميرالامراي فارس»، به 117 سال تسلط جابرانه پرتقالي‌ها به جزاير خليج فارس خاتمه داده شد.
از آن زمان ستاره اقبال جزيره افول كرد و به جاي آن گامبرون يا جرون، با نام بندرعباس درخشيد و جانشين جزيره هرمز در تجارت شد.
برخي عقيده دارند، چون اين شهر را اردشير ساساني تجديد بنا كرد و فرزند او هرمز نام داشت آن را هرمز گفتند.

میراث خبر

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

كشتي صدها سال است كه در اعماق اقيانوس پهلو گرفته، همه مي‌دانند آن جا چيزي هست. سفالينه‌ها و تكه‌هايي از كلاه‌خود سربازان را گاهي آب با خود مي‌آورد بوميان قصه‌ها مي‌گويند و داستان‌ها مي‌سرايند از كشتي كه شايد روزي براي حفاظت از مرزها يا سركوب شورش يا شايد هم براي صيد ماهي به دريا رفته و هرگز باز نگشته است. امروز چه كسي مي‌تواند راز كشتي‌ها را بازگويد؟
باستان‌شناسان زير آب با ابزار و وسايل پيشرفته‌شان مي‌توانند به اعماق آب‌ها بروند و با آرامش آن چه را كه سده‌ها و يا شايد هزاره‌ها با شوري آب و همنشيني ماهيان‌ خو گرفته‌اند به آفتاب نشانند.
يونانيان مدتي است به دنبال كشتي‌هاي هخامنشي مي‌گردند. همان كشتي‌هايي كه حضورشان در سواحل يونان باستان و شكستشان از سپاه اين كشور به نقطه عطفي در تاريخ بدل شد. چيني‌‌ها هم در خليج فارس به دنبال كشتي‌هاي گمشده‌اي هستند كه بر اساس شواهد تاريخي در روزهايي بسيار دور براي تجارت با ايران دل به دريا مي‌زنند. آنها به مدارك و شواهدي دال بر وجود كشتي‌ها در اعماق آب نيز پي برده‌اند و در اين ميان، «ما كه اطمينان دريانوردي از هزاره‌هاي پيش تاكنون اجزاي لاينفك ساكنان سواحل شمالي و جنوبي كشورمان بوده از كشف آن چه مي‌تواند زواياي تاريك و ناگفته‌هاي اسرار‌آميز تاريخ‌مان را روشن كند بازمانده‌ايم.»
اين جمله را دكتر محمود ميراسكندري مي‌گويد كه از چندي پيش مسئوليت واحد باستان‌شناسي زير آب پژوهشكده باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را بر عهده دارد. اعضاي اين واحد و كساني كه در ايران به كاوش در زير آب دست زده‌اند، به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد. در حالي كه مرز ايران با آب‌هاي آزاد زياد است.
آنها از 8 سال پيش آغاز به كار كرده‌اند: «8 سال پيش بود كه پژوهشكده باستان‌شناسي تصميم گرفت پژوهش و كاوش را در مناطق و محوطه‌هاي تاريخي زير آب كشور آغاز كند. همان زمان بود كه من و 2 نفر ديگر از باستان‌شناسان از طريق نهادهاي مختلف از جمله نيروي دريايي سپاه و آموزشكده‌هاي غواصي در مدتي كوتاه مدرك بين‌المللي غواصي را كسب كرديم و توانستيم بررسي‌هاي باستان‌شناسي زير آب را آغاز كنيم.»
او معتقد است تمدن غني ايران در هزاره‌هاي پيش سبب ايجاد بندرگاه‌هايي مهم در سواحل ايران شد و به شكل‌گيري تجربه‌اي قابل توجه در صنعت دريانوردي انجاميد كتاب‌ها و شواهد مستند تاريخي اين مسايل را تاييد مي‌كنند و به عقيده من كشف نسبي يادگارهايي كه از آن زمان تاكنون زير آب مانده‌اند بيش از 10 سال زمان مي‌خواهد. نتايج كاوش در خليج فارس مثل بمب در دنيا صدا مي‌كند و باستان‌شناسان بسياري را به كشور مي‌كشاند.»

باستان‌شناسي زير آب چيست
او در پاسخ به اين سئوال كه تفاوت باستان‌شناسي زير آب با باستان‌شناسي در سطح زمين چيست مي‌گويد: «نحوه‌كار، نوع بررسي‌ها، حفاري‌ها و مدت‌ زماني كه براي كاوش در اين محوطه‌ها طي مي‌شود، مواردي است كه با باستان‌شناسي در خشكي تفاوت دارد. حفاري كه در خشكي 2 ماه طول مي‌كشد با وسايل و امكانات موجود بيش از 6 يا 7 ماه زمان مي‌خواهد.»
همين مساله است كه باستان‌شناسي زير آب را با مشكل مواجه كرده و بارها آن را تا آستانه تعطيلي كشانده است. 3 باستان‌شناس اين گروه به دليل كمبود امكانات تنها مي‌توانند روزي 2 ساعت كار كنند.
«اين علم در ايران هنوز در ابتدايي‌ترين مراحل قرار دارد. به رغم آن كه از آغاز فعاليت در بستر آب 8 سال مي‌گذرد، هنوز در هيچ نقطه‌اي از دريا كاوش‌هاي جدي انجام نشده است. تاكنون فعاليت‌ها تنها به پژوهش و بررسي و يافتن اشيا از دريا معطوف بود. و با وجود تعدد مناطق مختلف تاريخ زيرآب نتوانسته‌ايم در اين زمينه كاوش انجام دهيم.»
مهم‌ترين مشكل آنها نبود امكانات، نيروي انساني، تجهيزات، علم و تكنولوژي و همچنين كمبود بودجه‌اي است كه به بررسي‌هاي باستان‌شناسي در زير آب اختصاص مي‌يابد.
او از بهترين خاطره خود مي‌گويد: «در بندر ريگ بوشهر مشغول به كار بوديم و در اين منطقه در عمق 30 متري يك با ظرف سفالي مربوط به دوران ساساني برخورد كردم و در آن هنگام از شدت خوشحالي كاملا فراموش كرم كه در عمق 30 متري هستم و فرياد كشيدم كه در نتيجه اين عمل، ماسك اكسيژن از درون دهانم خارج شد و با كمك دوستانم توانستم دوباره آن را درون دهانم وارد كنيم، اين زيباترين خاطره‌اي بود كه طي چند سال كاوش محوطه‌هاي تاريخي در بستر درياهاي تاريخي داشته‌ام.»

آثار پيدا شده به كجا مي‌روند
آثار به دست آمده از زير آب يكي ديگر از مشكلات گروه است. اين اشيا پس از خروج از دريا در گوشه‌اي از اتاق گروه قرار گرفته‌اند و خاك مي‌خورند. وضعيت‌شان مناسب نيست. دماي هوا مدام تغيير مي‌كند، نور اتاق‌ها مناسب نگهداري يك اثر تاريخي نيست. آنها را داخل كارتن‌هاي مقوايي نگه مي‌دارند. باستان‌شناس‌هاي گروه بارها به نهادها و موزه‌هاي مربوطه اطلاع داده‌اند اما هيچ كس مسئوليت آنها را به عهده نمي‌گيرد: «موزه ملي و موزه شهرهايي كه آثار آنها به دست آمده‌اند، ابتدا خواستار آثار بودند اما بعد از مدتي مشخص شد هيچ كس شرايط و توانايي نگهداري آنها را ندارد، آنها دارند نابود مي‌شوند.»
آثار مانده‌اند بدون جا و باستان‌شناسان زير آب هر بار به دليل كمبود امكانات فعاليت‌هاي‌شان را متوقف مي‌كنند. در اين ميان نه بودجه پژوهشكده افزايش يافته و نه تكليف كشتي‌هاي از ياد رفته روشن شده‌ است. خليج فارس را رها كرده‌ايم. چيني‌ها به دنبال كشتي‌هاي مفقوده‌شان مي‌گردند.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |

اكثر افراد تا اندازه‌اي با نظريه تكاملي داروين و نظريه انتخاب طبيعي آشنا هستند. اساس اين نظريه بر اين مبناست كه در طبيعت موجوداتي كه بيشترين استعداد و قابليت را براي بقا و توليد مثل دارند به حيات خود ادامه مي‌دهند و در مقابل موجوداتي كه به هر دليل نتوانند بر شرايط طبيعي پيروز گشته و خود را با آن وفق دهند، محكوم به فنا و انقراض‌اند.

صفات و توانايي‌هاي خاص هر‌گونه از جانداران به وسيله توارث و مشخصات ژنتيك به فرزندان منتقل مي‌شود و اين روند به تدريج منجر به تكامل صفات ترجيحي شده و پيچيدگي‌هاي دنياي امروز را به وجود آورده است.

در مطالعه تاريخ تمدن بشري، توجه به سير تكامل و جهش‌هايي كه بر اثر يك كشف اتفاقي و يا هدايت شده روي داده بسيار مهم است. مثلا «هزاران سال گذشته تا بشر بتواند به زباني مشترك با هم نوع خود ارتباط برقرار كند و براي اشيا و حالت‌ها، نشانه‌هاي آوايي، مقرر كند.»

كشف آتش و طريقه كنترل و به خدمت گرفتن آن، اختراع خط، سفالگري، فلزگري، پارچه‌بافي و ديگر دستاوردهاي بشري گرچه در ابتدا به آهستگي و در مقايسه با سرعت پيشرفت امروز در مدت زماني نسبتا طولاني اتفاق افتاد ولي هر كدام باعث جهشي عظيم و شتابي مضاعف در تحول و سير تمدن بشري شده و افق‌هاي تازه‌اي را به آينده گشوده است.

نتيجه پژوهش‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد كه فلات ايران خيلي زودتر از اروپاي كنوني، عصر يخبندان را پشت سر‌گذاشت (حدود 17 هزار سال قبل)، در آن زمان اين فلات بدون كوير، سرسبز و پر درخت، با طبيعتي بسيار زيبا و مناسب براي شكل‌گيري زندگي بشر اوليه بوده است.

آثاري كه در برخي نقاط فلات ايران و دامنه‌هاي رشته كوه زاگرس (دشت خوزستان) و ديگر نقاط مجاور به دست آمده، بيانگر اين است كه در اين نواحي زندگي اجتماعي جريان داشته و ساكنان اوليه اين مناطق توانايي‌ اهلي كردن حيوانات، كشاورزي، رام كردن اسب، ساختن تير و كمان و غيره را داشته‌اند.

يكي از دغدغه‌هاي عمده در آن زمان عبور از رودخانه‌ها و سفر روي آب، به منظور دستيابي به شكارگاه‌هاي جديد و يا الزامات آب و هوايي و امنيتي بوده و با اندك تاملي مي‌توان حدس زد كه احتمالا بشر، غلبه بر آب و شنا كردن را از حيوانات ياد گرفته و با متصل كردن تنه درختان و استفاده از مشك‌هاي باد كرده سفر روي آب و عبور از رودخانه‌ها را تجربه كرده است.

مهاجرت و سفر جزو لاينفك زندگي بوده و ساكنان فلات ايران در تابستان به سمت شمال و در زمستان به سمت جنوب بالاخص دشت خوزستان سرازير مي‌شده‌اند.
به طور غريزي يكي از آرزوهاي اجداد ما، دستيابي به جزيره‌هايي بوده كه از كرانه‌‌هاي شمالي خليج فارس قابل رويت بوده و همين حس كنجكاوي ايشان را به سفرهاي كوتاه دريايي روي آب‌هاي نيلگون خليج فارس و پاي گذاشتن بر جزيره‌ها كشانده است.

كشفيات باستان‌شناسي حاكي از اين است كه در آن روزگار از صدف‌ها، سنگ‌هاي زيبا و كمياب مانند مرواريد و... به منظور تزيين و نيز مبادلات تجاري استفاده مي‌شده و وجود اين زيورآلات در محوطه‌هاي باستاني كه اتفاقا فاصله زيادي با دريا دارند دلالت بر تسلط و ارتباط مستقيم اين اقوام با دريا دارد.

اجتماعات ساكن در منطقه ميان دوران (بين‌النهرين) و دشت خوزستان (شوش) به دليل قرار گرفتن در مسير رودخانه‌ها و كرانه‌هاي خليج فارس، اولين افرادي بودند كه جزاير خليج فارس را فتح كردند. در تصاوير نقاشي شده روي سفال‌هاي مكشوفه از تمدن عيلام (شوش) مربوط به 4000 سال قبل از ميلاد، به وفور از شكل امواج دريا و آب استفاده شده كه بيانگر پيوند و وابستگي عميق اين تمدن با رودخانه‌ها و دريا مي‌باشد.

با گذشت زمان و كسب مهارت‌هاي دريانوردي، محدوده خليج فارس عرصه آمد و شد كشتي‌هاي تجاري و نظامي بوده و نقش اساسي را در برقراري ارتباط با تمدن‌هاي همجوار داشته است. در آن زمان يكي از امن‌ترين و ارزان‌ترين راه‌هاي حمل و نقل، راه‌هاي دريايي بوده كه از رود دجله شروع و پس از گذشتن از سواحل كم عمق كرانه شمالي خليج فارس و توقف و تجهيز در بنادر و جزاير نزديك به خشكي، از تنگه هرمز گذشته و به دره سند در هندوچين ختم مي‌شد. از آنجايي كه تا‌كنون پژوهش‌هاي باستان‌شناسي مستمر و جدي در جزاير خليج فارس صورت نگرفته آثار و شواهد دال بر سكونت اقوام عيلامي در اين جزاير به دست نيامده ولي مي‌توان استدلال منطقي كرد كه دريانوردان آن دوره حتما به جزاير نزديك به ساحل سفر كرده، در اطراف آن به صيد مرواريد مشغول مي‌شده‌اند و بعيد نيست كه از اين جزاير به عنوان محل اسكان موقت و ذخيره آب شيرين و ديگر منابع تغذيه استفاده مي‌كرده‌اند. ادامه و استمرار پژوهش‌هاي باستان‌شناسي در منطقه خليج فارس بسياري از زاويه‌هاي تاريك اين ناحيه را روشن خواهد كرد.

منبع مطلب میراث خبر

+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1384ساعت توسط علی امیری |